ايمان پيش از معرفت
سپس آيه از ارتباط ميان ايمان و معرفت سخن مىگويد ، و در اين باره تأكيد مىكند كه معرفت فرزند ايمان است / 515 نه بر عكس ، و سبب آن اين است كه شرط قبلى براى رسيدن به معرفت آمادگى نفسى براى پذيرفتن و تسليم شدن به آن پس ظاهر شدن آن براى شخص است . كسى كه - پيشاپيش - بر حق تكبر مىفروشد ، و در باطن قصد آن دارد كه اگر به حق برسد آن را رد كند ، هرگز به معرفت نخواهد رسيد ؛ و راسخان در علم كه تأويل درست قرآن را مىدانند ، چرا كه از پيش به آن ايمان دارند و قصدشان آن نيست كه قرآن را به صورت هواهاى نفسانى خود درآورند ، بلكه خواستار پيروى از قرآن و تسليم كردن خود به آنند . « يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ - مىگويند : به آن ايمان آورديم ، همهاش از نزد پروردگار ما است ، و جز خردمندان كسى پند نگيرد . » در اين جا قضاياى آشكارى همچون آنها كه در آيات گذشته مورد بحث قرار گرفت وجود دارد ، ولى نيازمند توجه كردن به آنها است ، آن كس به اين تنبه و