و اگر كسىكه سلاح ظاهر كرده است طليع بوده باشد - يعنى كسى باشد كه از دشمن خود ترسد و هميشه جهت دفع شرّ او با شمشير برهنه گردد - او را حدّى نيست ، چه او محارب نيست . و همچنين كسى كه مدد محارب كند امّا باعث كشتن و ايذاى مردمان نشود ، چه براو نيز حدّى نيست .
و سنّت است كه بعد از بريدن دست و پاى محارب به روغن زيت داغ كنند .
فصل سوم : در بيان هشت قسم از اقسام حدود
و آن حدّ زنا است ، و شروط آن هفت است :
اوّل آنكه : هريك از زن و مرد بالغ باشند ، چه طفل را حدّى نيست بلكه تعزيرش مىكنند .
دوم آنكه : عاقل باشند ، چه بهقول اقوى برمجنون حدّى نيست .
سوم آنكه : مختار باشند ، چه بركسىكه به اكراه او را برآن دارند حدّى نيست .
چهارم آنكه : آن زنى كه با او دخول كرده برآن مرد حرام باشد ، پس اگر حليلهء او باشد حدّى ندارد .
پنجم آنكه : آن زن را عقد نكرده باشد يا مالك او نباشد ، چه اگر عقد كرده باشد يا مالك او شده باشد حدّى نيست .
ششم آنكه : به آن زن به شبهه دخول نكرده باشد بلكه عالم به تحريم باشد ، پس اگر بهشبهه دخول كرده باشد حدّى نيست .
هفتم آنكه : آلت خود را در فرج زن غايب ساخته باشد ، خواه در قُبُل او و خواه در دُبُر او . و غيبوبت حشفه كافى است ، پس اگر غيبوبت نشود حدّ زنا ندارد . و در اوّل اسلام حدّ زناى بكر آن بود كه او را سرزنش مىنمودهاند و سخنان درشت به او مىگفته ، و اگر زنا با غير بكر بوده حبس مخلّد مىكردهاند آنگاه نسخ شد .
و اقسام حدّ زنا هشت است :
قسم اوّل : رجم كردن ،
يعنى تا كمر در زمين نشاندن و سنگسار كردن ، و اين حدّ