. چهاردهم : جمع شدن سُدس با سُدس ، مثل آنكه شخصى بميرد و پدر و مادرى و فرزندى داشته باشد .
و امّا هفت تركيب ممتنع :
اوّل : جمع شدن ربع با ربع ، چه ربع فريضهء شوهر است با فرزند ، و فريضهء زن است با عدم فرزند .
دوم : جمع شدن ربع با ثُمن ، چه ربع فريضهء زن است با عدم فرزند ، و ثمن فريضهء او است با وجود فرزند .
سوم : جمع شدن ثمن با ثلث ، چه ثمن فريضهء زن است با وجود فرزند ، و ثلث فريضهء مادر است با عدم فرزند .
چهارم : جمع شدن ثلثان با ثلثان .
پنجم : جمع شدن ثلث با ثلث .
ششم : جمع شدن ثلث با سُدس ، چه ثلث فريضهء مادر است با عدم فرزند ، و سُدس فريضهء اوست با وجود فرزند .
هفتم : جميع شدن ثمن با ثمن .
مطلب چهارم در قواعد حسابى كه در قسمت تركه احتياج به آنها مىشود
و در آن دو فصل است :
فصلاوّل : در بيان نسبتهايى كه ميان سهام ورثه و عدد رؤس ايشان بهم مىرسد
بدانكه نسبتهايى كه ميان اعداد غيرواحد ممكن است كه بهم رسد چهار قسم است :
قسم اوّل : تماثل
و آن چنان است كه دو عدد مثل يكديگر باشند .