پنجم : زنا كردن ، چه فرزند زنا ميراث از پدر [ 1 ] نمىبرد و پدر از او و خويشان او نيز از او ميراث نمىبرند ، امّا پسر [ 2 ] او و زوجه و معتق و ضامن جريره و امام از او ميراث مىبرند .
ششم [ 3 ] : برى شدن پدر از گناهان پسر نزد حاكم شرع ، چه اين نيز مانع ميراث بردن او است از پسر برقول بعضى ازمجتهدين « 1 » واكثر برآنند [ 4 ] كه منع ميراث نمىكند .
هفتم : برى ساختن پدر پسر خود را از ميراث ، چه در اين صورت پسر از ثلث تركه محروم است . [ 5 ]
هشتم [ 6 ] : مشكوك بودن نسب [ 7 ] مثل آنكه زنى يا كنيزى را كه مولى يا شوهر دخول كرده باشد اجنبى به او دخول كند در طهر واحد ، چه فرزندى كه در اين حالت حاصل شود مشكوك فيه خواهد بود ، چه در اين صورت پدر از پسر و پسر از پدر ميراث نمىبرد ، و ميراث پسر او از فرزندان اوست . وسنّت است كه پدر جهت اوحصّهاى از مال خود بيرون كند . و بعضى از مجتهدين انكار اين قسم نيز كردهاند « 2 » .
نهم : غيبت منقطعهء مورّث ، چه آن مانع است از ميراث بردن از او تا آنكه موت او
هامش
[ 1 ] - از مادر هم نمىبرد و همچنين مادر از او و همچنين خويشان مادر . ( يزدى )
[ 2 ] و همچنين دختر . ( يزدى )
[ 3 ] حكم در ششم و هفتم خالى از اشكال نيست . ( تويسركانى )
[ 4 ] قول اكثر اصحّ است . ( دهكردى ، يزدى )
[ 5 ] معلوم نيست . ( صدر )
* ممنوع است . ( يزدى )
[ 6 ] و در هشتم نيز ملاحظهء احتياط خوب است . ( تويسركانى )
[ 7 ] اين حكم در زن و شوهر جارى نيست ، بلكه مختصّ به مولى وكنيز است ومع ذلك مختصّ است به صورتى كه مظنّه باشد كه از مولى نيست بنابر مشهور هر چند بعض اخبار اطلاق دارد و على اىّ حال مشكل است ، مراعات احتياط ترك نشود . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى )
( 1 ) شيخ طوسى ، نهايه 3 : 267 . ابن برّاج ، مهذّب 2 : 167 . ابن حمزه ، وسيله : 402 . قطب الدين كيدرى ، اصباح الشيعه : 374 .
( 2 ) ابن إدريس ، سرائر 3 : 285 .