ايشان را آزاد كرده باشد . و اگر بعد از آزادى جدّ [ 1 ] پدر ايشان را آزاد كند ولاى ايشان به كسى منتقل مىشود كه پدر ايشان را آزاد كرده باشد .
وجه چهارم : ولاى ضامن جريره
و آن چنان است كه شخصى غيروارث جنايتها و گناهان مرد آزادى را ضامن شود و شرط كند كه از او ميراث برد ، ميراث از او مىبرد هر گاه ميراث خوارى نداشته باشد ، امّا او از آن شخص ميراث نمىبرد ، مگر آنكه او نيز ضامن او شده باشد .
وجه پنجم [ 2 ] : ولاى كسىكه كافرى را مسلمان كرده باشد
چه هر گاه آن كافر مسلمان شده بميرد و هيچكس نداشته باشد حتّى ضامن جريره آن كسىكه او را مسلمان كرده از او ميراث مىبرد . [ 3 ]
وجه ششم : ولاى مستحقّين [ 4 ] زكات
چه هر گاه بندهاى را از زر زكات بخرند و آزاد كنند و آن بنده بميرد و ميراث خوارى نداشته باشد ، ميراث او از مستحقّان زكات است .
وجه هفتم : ولاى امامت
چه هر گاه كسى بميرد و هيچيك از جماعتى كه مذكور شد نداشته باشد ميراث او از امام است ، و بعضى [ 5 ] از مجتهدين گفتهاند كه : هر گاه شخصى بميرد و از او يك زن بماند چهار يك آن از زن است ، و تتمّهء آن [ 6 ] در حالت حضور تعلّق به امام
هامش
[ 1 ] - يا پيش از آزادى جدّ ، فرق ما بين پيش و بعد نيست . ( دهكردى ، يزدى )
[ 2 ] خالى از اشكال نيست . ( تويسركانى )
* وجه پنجم و ششم مورد روايت است ، ولى رعايت احتياط را به جمع با وجه هفتم ترك ننمايند . ( صدر )
[ 3 ] بلكه مال امام عليه السلام است ، بلى هرگاه مسلمان كننده فقير باشد احوط در زمان غيبت دفع به او است . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى )
[ 4 ] اين وجه راجع به ولاى عتق است . ( يزدى )
[ 5 ] قول اين بعض اقوى است و يك زن و بيشتر فرق ندارد . ( دهكردى ، يزدى )
[ 6 ] به ملاحظه اخبارى كه در اين مقام وارد شده رعايت احتياط را بنمايند اگر چه در زمان