و همچنين فضلات ايشان از حيوان مأكول اللّحم و غيرآن چون آب دهن و بينى و عرق ايشان ، چه خوردن اينها همه حرام است .
چهارم : شير هرحيوانى كه گوشت آن را نخورند . و در حلال بودن شيرى كه در پستان حيوان مرده باشد مجتهدين را خلاف است . [ 1 ]
پنجم : هرچيز روانى كه نجاست عارض او شود خوردن آن حرام است ، چون آب نجس .
ششم : طعام غيرى را بىاذن او خوردن مگر جماعتى كه در آيهء كريمهء قرآنيّه استثنا شدهاند كه ايشان بىاذن صاحب آن مىتوانند خورد ، و اگر ايشان نيز دانند كه صاحبش به آن راضى نيست برايشان نيز حرام است . [ 2 ]
هفتم : اعيان نجسه چون نجاست آدمى و چيزهاى پاك كه نجس شده باشد به ملاقات نجاست ، پس اگر آن چيزها قابل پاك كردن باشد خوردن آنها پيش از پاك كردن حرام است . و همچنين نانى كه آن را به آب نجس خمير كنند حرام است خوردن آن . و روغن كه بسته باشد هر گاه نجاست به بعضى از اجزاى آن برسد آنچه نجاست به آن رسيده حرام است و باقى حلال .
هشتم : مرده ، و در حكم اواست هرپارهء كه از زنده پارهكنند ، چه آن نيز حكممرده دارد ، و خوردن و استعمال كردن آن حرام است سواى پشم و موى و تهنشين ، و پر مرغ اگر آن را ببرند ، و اگر بكنند بيخ آن را كه به مرده متّصل است بايد شست . و شاخ و سُم و دندان و ناخن و استخوان ، و تخم هرگاه پوست بالايين را سخت كرده باشد ، وانفحه يعنى [ پنير ] مايه چه بعضى از مجتهدين استعمال آنها را از مرده جايز [ 3 ] داشتهاند « 1 » .
هامش
[ 1 ] حلال بودن آن خالى از قوّت نيست ، هر چند احوط اجتناب است . ( يزدى )
[ 2 ] بلكه با عدم احراز رضايت احوط ترك است . ( صدر )
[ 3 ] و آن اقوى است ، بلكه در شير آن نيز چنانچه گذشت . ( نخجوانى ، يزدى )
( 1 ) شيخ صدوق ، هدايه : 309 و 310 . ابنادريس ، سرائر 3 : 111 و 112 . شهيدثانى ، مسالك 12 : 54 .