پنجم آنكه : زن كَرْ يا گُنگ نباشد ، چه اگر كر يا گُنگ باشد بىلعان كردن بر شوهر حرام مؤبّد مىشود هرگاه شوهر دعواى مشاهدهء زنا كردن با او كند . و آيا دخول كردن شوهر به آن زن شرط است يا نه ؟ مجتهدين را در اين سه قول است : بعضى از ايشان دخول را شرط مىدانند [ 1 ] و بعضى شرط نمىدانند ، و بعضى گفتهاند كه اگر سبب لِعان دعوى زنا كردن باشد دخول شرط نيست و اگر انكار ولد باشد دخول شرط است .
امر دوم : انكار فرزند زن خود كردن ، چه در اين صورت نيز به چهار شرط لعان لازم است :
اوّل آنكه : زن به عقد دايمى باشد ، چه انكار فرزند متعه [ 2 ] و زن اجنبيّه كه به شبهه با او دخول كرده باشد سبب لعان نمىشود . و بعضى از مجتهدين برآنند كه اگر انكار فرزند متعه جهت بر طرف شدن حدّ باشد انكار فرزند او نيز سبب لعان مىشود . و آيا در كنيز لعان واقع مىشود ؟ مجتهدين را در اين چند قول است : بعضى مىگويند مطلقاً موجب لِعان نمىشود ، و بعضى برآنند كه مطلقاً موجب لِعان مىشود ، و بعضى گفتهاند كه به سبب انداختن او به زنا لعان واقع مىشود امّا در انكار فرزند او لعان واقع نمىشود ، و اگر به عقد دخول كرده باشد لعان واقع مىشود .
دوم آنكه : به آن زن دخول كرده باشد ، چه اگر دخول نكرده باشد انكار فرزند او موجب لعان نمىشود .
سوم آنكه : از دخول كردن به آن زن ششماه يا زياده گذشته باشد ، و از نُه ماه يا ده ماه يا يك سال كه نهايت مدّت آبستنى زنان است نگذشته باشد ، چه اگر اينچنين نباشد انكار فرزند او سبب لعان نمىشود .
چهارم آنكه : در وقت زاييدن آن فرزند اقرار به فرزندى او نكرده باشد ، چه اگر اقرار كرده باشد انكار او بعد از اقرار موجب لعان نمىشود و اگر چه اقرار به فرزندى او بهكنايه از او صادر شده باشد ، مثل آنكه شخصى به او گفته باشد كه مبارك باشد
هامش
[ 1 ] - اشتراط دخول مطلقاً اقوى است . ( نخجوانى )
* اين قول اقوى است . ( يزدى )
[ 2 ] مراد واضح نيست . ( نخجوانى ، يزدى )