مفارقت او آيا بر شوهر حلال مىشود يا آنكه شرط است كه در حالتى كه زن از حيض پاك شود آن شخص دخول كند تا آنكه حلال شود ؟ مجتهدين را در اين دو قول است . [ 1 ] و شرط است كه آن شخص در فرج دخول كند . [ 2 ] پس اگر بىدخول منى خود را در فرج آن زن بريزد حلال نمىشود ، و همچنين اگر در غير قُبل نيز دخول كند .
فصل دوم در بيان شروط طلاق
بدانكه شروط طلاق پانزده است :
اوّل : صيغهء طلاق ، مثل آنكه شوهر به زن خود گويد : « انْتِ طالِقْ » يعنى تو طالقى يا آنكه اشاره به زن كند و گويد : « هذِه طالِقٌ » يعنى اين زن طالق است يا آنكه بگويد :
« زَوْجَتىْ طالِقٌ » ؛ يعنى زن من طالق است ، و سواى اين سه طريق [ 3 ] پيش شيعه طريق ديگر صحيح نيست . پس اگر كسى به زن خود گويد : « انْتِ طِلْقٌ » يعنى تو طلاقى يا تو از مطلّقاتى يا تو مطلّقهاى و مثل اينها طلاق واقع نمىشود . و همچنين طلاق صحيح نيست اگر به زن خود گويد كه : تو خليّه و بريّهء از شوهر و مثل اينها ، زيرا كه اين لفظها صريحاً دلالت برطلاق ندارند و طلاق واقع نمىشود اگرچه به آن قصد طلاق كنند .
دوم آنكه : صيغهء طلاق را به عربى بگويد [ 4 ] هر گاه قدرت برعربى گفتن داشته باشد ،
هامش
[ 1 ] - اقوى عدم اشتراط دخول است در حالت خلوّ از حيض و نفاس و غيرهما از موانع دخول . ( تويسركانى )
* اظهر قول اوّل است . ( نخجوانى ، يزدى )
[ 2 ] و احوط اين است كه انزال هم بشود هر چند اقوى كفايت مجرّد دخول حشفه يا مقدار آن است . ( نخجوانى ، يزدى )
[ 3 ] شبهه نيست در اينكه اقتصار به اين سه طريق احوط و اولى است اگر چه قول به لزوم خالىاز اشكال و مناقشه نيست . ( تويسركانى )
[ 4 ] اشتراط عربيّت احوط است . ( تويسركانى )