پنجم : شوهر كردن زن آزادى غلام شخصى را دانسته بىاذن آقاى او چه در اين صورت [ 1 ] آن زن مهر ندارد . [ 2 ]
ششم : شوهر كردن كنيزى آزادى را دانسته بىرخصت آقا ، چه در اين صورت مهر ندارد .
هفتم : فسخ كردن شوهر نكاح را به سبب يكى از عيبهايى كه مذكور شد كه موجب فسخ نكاح است ، چه با وجود عيب و فسخ نكاح پيش از دخول زن مهر ندارد . [ 3 ]
هشتم : فسخ كردن شوهر نكاح را به سبب حرام مؤبّد بودن آن زن بر او ، چه در اين صورت [ 4 ] پيش از دخول مهر ندارد ، و بعد از دخول نيز اگر آن زن عالم بوده به حرمت مهر ندارد ، و بعضى برآنند كه در اين صورت مهرالمثل دارد « 1 » و بعضى از مجتهدين گفتهاند كه : اگر چيزى گرفته همان چيز مهر اوست و ديگر چيزى دادن لازم نيست « 2 » .
) نهم : فسخ كردن شوهر نكاح زنى را كه به ادّعاى آزاد بودن او را نكاح كرده باشد و بعد از آن ظاهر شود كه كنيز است ، چه در اين صورت به فسخ كردن پيش از دخول آن زن مهر ندارد و اگرچه شوهر او بنده باشد .
دهم : فسخ كردن زن نكاح مردى را كه به ادّعاى آزاد بودن او را نكاح كرده باشد آنگاه ظاهر شود كه بنده بوده ، چه در اين صورت با فسخ كردن پيش از دخول آن زن
هامش
[ 1 ] در اين صورت هرگاه آقا اجازه نكند نكاح باطل است و همچنين در مسألهء بعد و در جميع صور بطلان نكاح با علم زوجه حكم چنين است و اگر دخول نشده باشد مطلقاً مهر ندارد و اگر آقا اجازه كند مهر مسمّى ثابت است . ( يزدى )
[ 2 ] اين حكم در پنجم و ششم خالى از اشكال نيست ، زيرا كه بدون اذن آقا عقد فاسد و با اذن مهر ثابت است . ( تويسركانى - صدر )
[ 3 ] مگر در غبن كه نصف مهر ثابت است . ( دهكردى ، يزدى )
[ 4 ] در اين صورت اصل نكاح باطل است و از باب فسخ نيست و فرق نيست ما بين اينكه حراممؤبد باشد يا نباشد ، لكن نكاح باطل باشد مثل آنكه خواهر زن او باشد . ( دهكردى ، يزدى )
( 1 و 2 ) نيافتيم .