لشكر در جنگ بگيرند ، چون كنيز خوش شكل و چارواى نيكو و جامهء خوب و غيرآن چنانچه در بحث جهاد مذكور شد .
نوزدهم : حلال بودن روزهء وصال داشتن ، و آنچنان است كه كسى يك روز و يك شب تا سحر روزه دارد و قصد روزهء روز ديگر كند ، چه اين روزه برغير آن حضرت حرام است .
بيستم : حلال بودن گرفتن نان و آب از دست گرسنگان و تشنگان ، چه غير آن حضرت را حرام است .
بيست و يكم : حلال بودن مخصوص ساختن زمينها جهت چريدن چارواهاى آنحضرت ، چه غير او را حرام است .
بيست و دوم : حلال بودن غنيمت برآن حضرت و برامّت او ، چه پيغمبران ديگر را حلال نبوده بلكه آنها را جمع كرده به آتش مىسوختهاند .
بيست و سوم : جايز بودن سجده كردن برزمين و تيّمم كردن به خاك ، چه پيغمبران سابق را سجده كردن برغيرخاك « 1 » و عبادت كردن به غير از وضوء و غسل جايز نبوده .
بيست و چهارم : برانگيخته شدن آن حضرت برتمام عالميان . [ 1 ]
بيست و پنجم : باقى بودن معجزهء او - يعنى قرآن - تا قيام قيامت .
بيست و ششم : گردانيدن آن حضرت را خاتم پيغمبران .
بيست و هفتم : نصرت كردن آن حضرت به ترسيدن دشمنان او در جنگ از يك ماهه راه .
بيست و هشتم : نگاهداشتن امّت او را از مسخ شدن و فرورفتن به زمين .
بيست و نهم : مخصوص بودن آن حضرت روز قيامت به شفاعت عامّ .
سيم : مخصوص بودن آن حضرت به ديدن از پشت چنانچه از پيش مىديده ، به
هامش
[ 1 ] خواصّ از قبيل اين مذكورات بسيار بلكه بيشمار است . ( نخجوانى ، يزدى )
( 1 ) در بعضى نسخهها : پيغمبران سابق را بر خاك سجده كردن و . . . .