چهل و سوم : تمتّع گرفتن از زن و نگاه كردن به جميع بدن او ، نظر كردن زن نيز بهجميع بدن مرد به سبب عقد .
چهل و چهارم : مالك شدن طلاق و خلع و ظهار و ايلا و لعان به سبب عقد .
چهل و پنجم : ثبوت فسخ هريك با عيب .
چهل و ششم : جواز سفر كردن و دور شدن از زنى كه او را خواسته باشد .
چهل و هفتم : ساقط شدن عفو ولىّ بعد از دخول ، چه پيش از دخول عفو مىتواند كرد .
چهل و هشتم : ثبوت ميراث بردن زن و شوهر از يكديگر به سبب عقد صحيح و دخول در بيمار .
چهل و نهم : جايز بودن غسل دادن و كفن كردن هريك از زن و شوهر يكديگر را بهسبب عقد ، هرگاه عقد دايمى باشد . [ 1 ]
پنجاهم : مالك شدن زن نصف صداق را به مجرّد عقد ، هرگاه طلاق دهد .
پنجاه و يكم : برانگيختن حاكم شرع دو كس از خويشان زن و شوهر را كه ميانه ايشان اصلاح كند ، گاهى كه ميانهء ايشان نزاع باشد .
پنجاه و دوم : قبول كردن قول شوهر هر گاه اختلاف كنند در قدر مهر ، و قول زن در گرفتن مهر .
پنجاه و سوم : سوگند خوردن هريك اززن و شوهر در تعيين مهر با اختلافايشان .
پنجاه و چهارم : منع كردن زن از سوگند خوردن و نذر و عهد كردن و شير دادن ، هرگاه مستلزم [ 2 ] منع حقّى از حقوق شوهر باشد .
تتمه : بدان كه جميع اين احكامىكه مذكور شد قُبُل و دُبُر در آنها شريكند الّا در پنج موضع كه حكم مخصوص قُبُل است :
اوّل : حلال شدن زن آزادى كه او را سه طلاق داده باشد يا كنيزى كه او را دو طلاق
هامش
[ 1 ] بلكه در متعه نيز . ( دهكردى ، يزدى )
[ 2 ] بلكه در سوگند مطلقاً . ( يزدى )