دوم : برابر دانستن زنان ، يعنى رعايت مساوات كردن در گشادهروئى و قسمت روزها ميانهء ايشان .
و امّا آن پنجاه و چهار امر باقى :
اوّل : باطل شدن وضو و غسل و تيمّم به دخول كردن .
دوم : باطل شدن نماز به دخول كردن .
سوم : باطل شدن روزه اگر عمداً دخول كرده باشد .
چهارم : باطل شدن تتابع در روزههاى نذرى كه در آن شرط تتابع نموده باشد هرگاه در اثناى آن دخول كرده باشد ، و همچنين باطل مىشود در كفّارهء ماه رمضان و غير آن گاهى كه دخول در ماه اوّل [ 1 ] روزه واقع شده باشد .
پنجم : باطل شدن اعتكاف به سبب دخول .
ششم : باطل شدن حجّ [ 2 ] و عمره هر گاه پيش از وقوف عرفات و مشعر عمداً دخول كرده باشد .
هفتم : فاسق شدن كسى كه در حالت احرام يا روزه يا اعتكاف واجب دانسته دخول كند .
هشتم : غير بكر شدن دختر بكر به سبب دخول كردن [ 3 ] به او ، پس احكامى كه مخصوص دختر بكر است از او ساقط مىشود ، مثل آنكه در بكر جهت نكاح سكوت كافى بود ، و در غير بكر مىبايد كه حرف بزند چنانچه مذكور خواهد شد .
نهم : بيرون رفتن از عنّين بودن به سبب دخول كردن .
هامش
[ 1 ] يا روز اوّل از ماه دوم . ( يزدى )
[ 2 ] بطلان معلوم نيست هر چند بايد سال ديگر حجّ كند چنانچه گذشت . ( يزدى )
[ 3 ] احكام بكر مختلف است در بعضى مجرّد شوهر كردن كفايت مىكند در عدم لحوق آن حكمهر چند دخول نشده باشد و بعيد نيست كه كفايت سكوت و ثبوت ولايت پدر و جدّ از اين قبيل باشد و اگر دخول شده باشد به زنا يا شبهه حكم بكر باقى باشد هر چند بكارت زايل شده باشد . ( يزدى )