وهرگاه هريك از پدر و جدّ براى طفل جداگانه عقد كنند عقد كسىكه پيشتر كرده باشد صحيح است ، و اگر هردو به يك دفعه عقد كرده باشند عقد جدّ صحيح است .
و به يكى از چهار امر ولايت پدر و جدّ ساقط مىشود [ 1 ] :
اوّل آنكه : بنده باشند .
دوم آنكه : ناقص عقل باشند .
سوم آنكه : كافر باشند و طفل مسلمان ، چه كافر را ولايت برفرزند مسلمان نيست ، امّا برفرزند كافر هست .
چهارم آنكه : احرام بسته باشند جهت حجّ يا عمره ، چه اگر مُحرم در حالت احرام عقد كند صحيح نيست .
و هرگاه يكى از اين چهار امر حادث [ 2 ] شود ولايت پدر و جدّ ساقط مىشود و به امام انتقال مىيابد .
قوم دوم : آقاى بندگان ، چه آقا را ولايت نكاح بندگان خود هست ، و اگر ايشان به آن راضى نباشند آقا بهتعدّى ايشان را بهيكديگر عقد مىتواند كرد ، و با وجود آقا ديگرى ولىّ ايشان نيست ، و بندگان را بىاذن آقا نكاح كردن صحيح نيست .
قوم سوم : حاكم شرع هر گاه پدر و جدّ طفل نباشند ، يا طفل بىعقل بالغ شود ، چه در اين صورت حاكم شرع ولىّ او است اگرچه پدر و جدّ [ 3 ] او باشند . و همچنين امام ولىّ كسى است كه بعد از بالغ شدن ديوانه شود [ 4 ] و با احتياج و صرفهء ايشان در نكاح
هامش
[ 1 ] مراعات احتياط در اين چهار امر مطلوب است . ( تويسركانى )
[ 2 ] چنانچه هرگاه زايل شود عود مىكند ولايت ايشان . ( دهكردى ، يزدى )
* و اگر بعد از حدوث زايل شود عود مىكند ولايت ايشان . ( نخجوانى )
[ 3 ] گذشت كه احوط جمع است . ( صدر )
* با وجود پدر و جدّ ، بله وصىّ پدر يا جدّ ، حاكم ولايت ندارد هر چند جنون بعد از بلوغ حادث شود ، بنابر اظهر و احوط استيذان از حاكم است نيز در اين صورت . ( نخجوانى )
* با وجود پدر و جدّ حاكم ولايت ندارد ، هر چند جنون بعد از بلوغ حادث شود و احوط استيذان از حاكم است نيز . ( يزدى )
[ 4 ] در صورتى كه پدر و جدّ يا وصىّ ايشان در نكاح نباشند بنابر اظهر . ( نخجوانى )