فصل هفتم « 1 » ) در اقسام غلبه در تير انداختن
و آن بر سه قسم است :
اوّل : مبادرت ، مثل آنكه گويد : هر كس پنج تير از جملهء بيست تير بيشتر بزند او سابق است و عوض مال از او است ، پس اگر يكى از ايشان پنج تير از جملهء ده تير بزند و ديگرى چهار تير از جملهء ده تير بزند ، اوّل سابق است ، و اكمال در اين صورت لازم نيست .
دوم : محاطّه ، يعنى كم كردن آنچه برابر زنند ، مثل آنكه گويد : هركه پنج تير از بيست تير بزند سابق است ، پس اگر هردو پنج تير از ده تير بزنند طرح مىنمايد ، يعنى مىاندازند تا بيست كامل شود .
سوم : مناضله [ 1 ] مثل آنكه گويند : هركدام بيشتر از بيست تير بزند يكى يا دو يا سه او سابق است .
و سبق در رمايه باطل مىشود به مردن اندازنده ، و آيا به مردن اسب دواننده باطل مىشود يا وارث او اسب مىدواند ؟ در آن خلاف است .
فصل هشتم در جُعاله
و آن مالى است كه شخصى جهت اوردن غلام گريخته يا چارواى ياغى شده يا عملى تعيين مىكند .
و شروط آن پنج است :
هامش
[ 1 ] - مناضله قسم ثالث نيست ، بلكه همان محاطّه است و هرچند علّامه آنرا در قواعد قسمثالث گرفته است ، در تحرير آن را مرادف محاطّه دانسته است . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى )
( 1 ) مخفى نماند كه فصل مستقلّ قرار دادن مطلب ذيل نامناسب است ، زيرا يكى از مباحث فصل ششم مىباشد .