نمىشود . [ 1 ]
و هرگاه گندم و جو را غاصب زراعت كند همهء آن ملك مالك [ 2 ] است .
و اگر غاصب در آن تصرّف كند به چيزى كه قيمت آن زياده شود چون آرد كردن گندم ، و تعليم كارى به غلام مالك آن نمىشود ، بلكه لازم است كه ردّ كند آن عين را .
و اگر تصرّف كند به چيزى كه قيمت آن كم شود لازم است كه آن عين را با ارش نقصان رد كند .
و اگر غاصب آن را ممزوج سازد به مساوى آن يا بهتر از آن شريك است با مالك آن ، پس در اين صورت اگر حقّ مالك را از اعلا [ 3 ] بدهد واجب است بر او كه قبول كند . و اگر به كمتر از آن در قيمت ممزوج سازد مخيّر [ 4 ] است مالك در گرفتن آن عين با ارش يا مثل آن . و اگر مالك بهقدر حقّ خود ازادون خواهد واجب است بر غاصب كه بدهد و اگر زياده از حقّ خود خواهد حرام است .
و اگر ممزوج سازد با غير جنس حكم آن دارد كه آن چيز را تلف كرده ، پس در اين صورت ضامن مثل است . و ممزوج ساختن گندم به جو اتلاف نيست ، بلكه او را تكليف مىكند به جدا كردن از يكديگر و اگرچه بر او دشوار باشد .
و اگر ريسمان را غصب كند و به آن قبائى بدوزد واجب است شكافتن و بيرون آوردن ، مگر آنكه ترسد كه به سبب بيرون آوردن ريسمان قبا [ 5 ] ضايع شود ، چه در اين
هامش
[ 1 ] مشكل است ، بلكه حكم به ملكيّت متزلزلهء او خالى از قوّت نيست . ( يزدى )
[ 2 ] بعيد نيست كه مالك مخيّر باشد ما بين تملّك زرع يا گرفتن عوض و همچنين در تخم كه جوجه شود و امثال آن . ( يزدى )
[ 3 ] اگر از اعلاء ممزوج به مغصوب بدهد واجب است قبول . ( تويسركانى )
[ 4 ] و بعيد نيست تعيين ارش . ( يزدى )
[ 5 ] واجب است بيرون آوردن با مطالبهء مالك هر چند قباء ضايع شود ، بلى هرگاه ريسمان بهبيرون آوردن تلف شود واجب نيست ، بلكه به منزلهء تلف است و همچنين است ريسمان در جراحت حيوان كه بر فرض اينكه بيرون آوردن موجب تلف ريسمان شود واجب نيست ، و امّا هرگاه موجب تلف حيوان شود پس محلّ اشكال است . ( دهكردى ، يزدى )