ريختن شراب در آن جايز نيست ، و عاريت گرفتن كنيز جهت تمتّع گرفتن از او بهغير آنكه لفظ تحليل يا اباحت گويند جايز نيست . و مكروه است عاريت كردن پدر و مادر غلامى را جهت خدمت كردن آن غلام .
و آنچه بهعاريت مىگيرند امانت است در دست عاريت گيرنده ، پس اگر بىتقصير تلف شود او ضامن نيست اگرچه به سبب استعمال كردن ناقص شود ، مگر آنكه شرط ضمان با تلف كرده باشد ، يا آنكه آنچه بهعاريت گرفته طلا و نقره باشد چه به تلف آنها ضامن است خواه سكّهدار باشد و خواه بىسكّه .
و اگر ميانهء عاريتدهنده و گيرنده در تلف متاع نزاع شود قول قول عاريت گيرنده است با قسم ، و اگر دعوىِ ردّ كردن نمايد قول قول عاريت دهنده است با قسم .
فصل دوم در امانت نزد كسى نهادن
و شروط آن نيز هفت است :
اوّل : ايجاب بهطريقى كه در عاريت گذشت .
دوم : قبول بهطريقى كه در عاريت مذكور شد .
سوم آنكه : هريك از ايشان بالغ و عاقل و مختار و جايزالتصرّف باشد ، چه اگر يكى از ايشان طفل باشد ، يا ديوانه يا سفيه ، يا مست يا بيهوش ، يا كسى باشد كه به اكراه او را برآن دارند ، يا غلامى بىاذن آقا باشد ، امانت صحيح نيست .
و قبول امانت كردن سنّت است و حفظ نمودن آن بهقدر امكان بعد از قبول واجب است ، و همچنين ردّ آن برمالك واجب است ، و در وقت ردّ كردن آن گواه گرفتن سنّت است . و ممزوج ساختن امانت بهمال خود يا به مال غير ، خواه به جنس آن باشد و خواه به غير جنس آن حرام است .
و امانتگيرنده امين است ، پس اگر تلف شود ضامن نيست .
امّا در هشت موضع ضامن است :
اوّل : به تصرّف كردن در آن چون پوشيدن