مطلب اوّل در اجاره دادن
و در آن سه فصل است :
فصل اوّل در شروط اجاره
بدانكه اجاره مالك ساختن منفعت معلوم است مر شخصى را بهعوض معلومى .
و شروط آن پانزده [ 1 ] است :
اوّل : ايجاب چون « آجرتُك هذا بهذا » يعنى اجاره دادم بهتو فلان زمين را بهمبلغى معيّن مثلًا . و به لفظ عاريت و بيع صحيح نيست ، اگرچه قصد اجاره [ 2 ] كنند [ 3 ] .
دوم : قبول چون « قبلتُ » و آنچه دلالت كند بر رضاى او به ايجاب .
سوم آنكه : هريك از مؤجر و مستأجر بالغ و عاقل و مختار و جايزالتصرّف باشند ، پس اجارهء طفل [ 4 ] و ديوانه و غافل و مست و بيهوش [ 5 ] و خفته و كسى كه او را به اكراه
هامش
[ 1 ] بلكه شانزده است با تعيين مدّت اجاره . ( دهكردى )
[ 2 ] با فرض قصد اجاره بطلان خالى از اشكال نيست . ( يزدى )
[ 3 ] على الاحوط . ( تويسركانى )
[ 4 ] هر چند به اذن ولىّ او باشد . ( نخجوانى )
[ 5 ] و نه از هازل و نه از محجورعليه به سبب سفه يا فلس لكن بالنسبه به سفيه ومحجور عليه