خاتمه در بيان احكام بعد از بيع
بدانكه بايع را بعد از بيع كردن و قيمت گرفتن تسليم مبيع بهمشترى لازم است هر گاه آن چيز قابل نقل و تحويل باشد . امّا آن چيزى كه قابل نقل و تحويل نباشد - چون زمين و عمارت و باغ و درخت - [ تسليم ] تخليه است يعنى خالى كردن و دست از تصرّفات آن باز داشتن يا آنكه رخت خود از آنجا بيرون بردن ، و اگر در زمين زراعت رسته باشد چيدن . و در آنچه قابل نقل باشد اگر قابل كيل [ 1 ] و وزن است كيل و وزن كردن ، و اگر حيوان است نقل كردن ، و در غير اينها بهدست گرفتن . [ 2 ]
و آنچه بعد از بيع و پيش از قبض زيادتى در متاع بهم رسد مال مشترى است ، و جايز است كه بايع در بيع استثنا كند آنچه خواهد .
و اگر مبيع حيوان باشد و استثناىِ كلّه و پوست آن كند ، در آن مجتهدين را پنج قول است :
اوّل آنكه : بيع صحيح است .
دوم آنكه : باطل است .
سوم آنكه : حيوان را اگر توان ذبح نمود صحيح است ، و الّا باطل .
چهارم آنكه : اگر حيوانى باشد كه ذبح آن نتوان كرد شريك است در قيمت كلّه و پوست آن .
پنجم آنكه : مطلقاً نسبت به كلّه و پوست در آن شريك است .
هامش
[ 1 ] - كفايت كيل و وزن بدون استيلاء عرفى در تحقّق قبض و تسليم مشكل است ، بلكه اقوىاين است كه بايد استيلاء حاصل شود در جميع چيزها و آن به حسب مقامات مختلف است ، بلى در مكيل و موزون احوط علاوه بر استيلاء عرفى تحقّق كيل و وزن است . ( دهكردى ، يزدى )
[ 2 ] تسليم و قبض بمعنى مذكور در منقول و غيره كفايت مىكند و لكن تعيّن آن محلّ تأمّل است . ( تويسركانى )