عمداً به [ 1 ] خواب رفته باشد يا نماز غيرخفتن باشد اين حكم ندارد ، چه روايت در اين صورت وارد نشده .
هفدهم [ 2 ] : كفّارهءكسىكه غلام خودرا زياده از حدّ بزند ، آناستكه اورا آزادكند [ .
هيجدهم : كفّاره دست بر روى خود زدن استغفار و توبه است ] « 1 » .
هيجدهم [ 3 ] : كفّارهء غيبت استغفار كردن است براى كسى كه غيبت او كرده باشد .
نوزدهم [ 4 ] : كفّارهء خنديدن ، گفتنِ : « اللَّهُمَّ لا تَمْقُتْني » است ، يعنى : بار خدايا مرا دشمن مدار و از جملهء اعدا مشمار .
بيستم [ 5 ] : كفّارهء منصبدارى از جانب پادشاه ظالم ، آن است كه حاجت برادران مسلمان برآرد .
بيست و يكم [ 6 ] : كفّارهء مجلس ، گفتن : « سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ العِزَّة عَمَّا يَصِفُوْنَ وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَليْنَ وَالْحَمْدُللَّهِ رَبِّالْعالَميْنَ » [ است ] « 2 » .
بيست و دوم [ 7 ] : كفّارهء كسىكه بعد از سه روز به ديدن كسى رود كه او را از حلق كشيده باشند « 3 » آن است كه غسل كند .
بيست و سوم : كفّارهء كسى كه بعد از سه روز به ديدن شخصى رود كه به دارش كشيده باشند نيز غسل كردن است .
بيست و چهارم [ 8 ] : كفّارهء كسى كه نماز كسُوف را در وقتى كه تمام قُرص گرفته
هامش
[ 1 ] - احوط اين است كه در صورت عمد نيز آن روز را روزه بگيرد . ( تويسركانى )
[ 2 ] على الاحوط . ( تويسركانى )
[ 3 ] على الاحوط . ( تويسركانى )
[ 4 ] على الاولى . ( تويسركانى )
[ 5 ] على الاحوط . ( تويسركانى )
[ 6 ] على الاولى . ( تويسركانى )
[ 7 ] على الاحوط . ( تويسركانى )
[ 8 ] على الاحوط . ( تويسركانى )
( 1 ) در بعضى از نسخهها نيامده است .
( 2 ) در بعضى از نسخهها فصل در اينجا تمام مىشود .
( 3 ) يعنى : حلق آويز كرده باشند .