و امّا سه امرى كه مكروه است :
اوّل : آزاد كردن غلام ناصبى .
دوم : جدا كردن طفل از مادرش . و بعضى از مجتهدين [ 1 ] آن را حرام مىدانند . [ 2 ]
سوم : آزاد كردن غلامىكه از كسب و كار عاجز شده باشد .
قسم دوم كتابت است :
و كتابت آن است كه كسى با غلام خويش گويد كه : مبلغ معيّن بده و آزاد باش ، و اين بردو قسم است :
قسم اوّل : مطلق است كه اقتصار به صيغه ، و عوض ، و نيّت ، و وعده [ 3 ] بكند . و هر گاه غلام چيزى را از آن مبلغ بدهد به قدر آن آزاد مىشود .
قسم دوم : مشروط ، و آن چنان است كه آقا به غلام گويد كه : هر گاه از عوض عاجز شوى ، همان بنده باشى .
و شروط كتابت دوازده است :
اوّل : صيغه ، و در مطلق چنين گويد كه : « كاتَبْتُكَ عَلى انْ تُؤَديَ الَيَّ كَذا ، فَاذا ادَّيْتَ [ 4 ] فَانْتَ حُرٌّ » يعنى مكاتب ساختم تو را به اينكه ادا كنى به من در هرماهى اين مبلغ معيّن را و هر گاه ادا كنى آزاد باشى .
و در شروط چنين گويد : « كاتَبتُكَ على أن تؤدِّىَ إليَّ كلّ شهرٍ كذا ، فإذا أدّيت فأنت حرّ ، وإن عجزت فأنت رقّ » يعنى مكاتب ساختم تو را به اينكه ادا كنى به من در هر ماهى اين مبلغ معيّن را و هرگاه ادا كنى آزاد باشى ، و اگر عاجز [ 5 ] شوى تو همان بنده باشى .
دوم : قبول غلام اين معنى را .
هامش
[ 1 ] البتّه فرمايش بعضى از مجتهدين را ترك ننمايند . ( صدر )
[ 2 ] و اين احوط است . ( تويسركانى )
[ 3 ] يعنى ذكر اجل . ( يزدى )
[ 4 ] ذكر « فاذا أدّيتَ » إلى آخره در صيغهء شرط نيست بنابر اقوى ، هرچند احوط است . ( يزدى )
[ 5 ] و محقّق مىشود عجز به اينكه مال يك وعده تأخير افتد ، هرچند به وعدهء ديگر نرسد ، و بعضى اعتبار كردهاند تأخير تا وعدهء ديگر را . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى )