فصل دوم تصدّق نمودن :
بدانكه در تصدّق نمودن ثواب بسيار وارد شده ، و صدقه پنهانى افضل است از آشكارا ، چنانچه در حديث تصريح به آن واقع شده « 1 » مگر آنكه توهّم كنند كه تصدّق نمىكنند ، چه در اين صورت آشكارا بايد داد .
و در تصدّق چهار چيز شرط است :
اوّل : ايجاب ، چون « تَصَدّقْتُ » و آنچه بدان ماند .
دوم : قبول ، چون « قَبِلْتُ .
» سوم : اقباض به اذن مالك ؛ چه بدون اذن مالك صحيح نيست .
چهارم : نيّت قربت .
و حرام است بر بنىهاشم اخذ تصدّقات واجبى [ 1 ] چون زكات واجب از غير بنىهاشم ، چنانچه در بحث زكات مذكور شد ؛ امّا از بنىهاشم بربنىهاشم جايز است .
و غلامى كه بنىهاشم آزاد كرده باشند ، جايز است كه از تصدّقات واجبى بگيرد .
و جايز است بنىهاشم كه تصدّقات سنّتى را بگيرند ، و واجبى نيز جايز است هر گاه خمس وفا به معاش ايشان نكند بهمقدار معاش بگيرند .
و جايز است تصدّق [ 2 ] بر يهود واگرچه بيگانه باشد .
پس هر گاه تصدّقات واجبى داده شود جايز نيست رجوع در آن ، و تصدّقات سنّتى نيز همين صورت دارد ، خواه قابض ذى رحم باشد و خواه اجنبى . و بعضى از مجتهدين گفتهاند كه رجوع مىرسد هرگاه اجنبى باشد « 2 » . و اصحّ قول اوّل است .
هامش
[ 1 ] - ظاهراً جايزاست صدقات واجبه غير از زكات نيز بر بنىهاشم ، اگر چه از بنىهاشم نباشد . ( تويسركانى )
[ 2 ] تصدّقات مستحبّه . ( دهكردى )
* ظاهراً مراد تصدّقات سنّتى بوده باشد . ( صدر )
( 1 ) كافى 4 : 8 ، حديث 2 . وسائل 9 : 395 ، حديث 3 .
( 2 ) شيخ طوسى ، مبسوط 3 : 309 و 314 . ابن برّاج ، مهذّب 2 : 94 و 97 .