« اللَّهُمّ اجْعَلْهُ عِلْمًا نافِعًا وَرِزقًا واسِعًا وَشِفآءً مِنْ كُلِّ داءٍ وَسُقْمٍ » . و بعد از آن متوجّه ما بين صفا و مروه شود .
مقصد سوم در بيان سعى ما بين صفا و مروه و مقدّمات و شروط آن
بدانكه آنچه تعلّق به سعىِ صفا و مروه دارد هجده امر است : ده امر واجب ، و هشت امر سنّت .
امّا ده امر واجب :
اوّل : نيّت سعى است به اين طريق كه : سعى مىكنم ميان صفا و مروه ، هفت شوط در عمرهء تمتّع از براى آنكه واجب [ 1 ] است تقرّب [ 2 ] به خدا .
دوم آنكه : در وقت نيّت [ 3 ] پاشنهء پاىِ او به زينهء « 1 » اوّل از صفا چسبيده باشد .
سوم : مقارن ساختن نيّت به ابتداىِ رفتن به جانب مروه .
چهارم : استدامت حكمى ، يعنى قصد امرى كه منافى نيّت است نكند .
پنجم آنكه : از راه متعارف ما بين صفا و مروه رود [ 4 ] نه از راه مسجدالحرام [ 5 ] و غيرآن [ 6 ] .
ششم آنكه : سعى از هفت شوط كمتر يا بيشتر نباشد .
هامش
[ 1 ] نيّت وجوب احوط است . ( كوهكمرهاى )
[ 2 ] قصد قربت كافى است . ( تويسركانى )
[ 3 ] بنابر احتياط . ( مازندرانى )
[ 4 ] و بايد رفتن و برگشتن به نحو متعارف باشد ، پس هرگاه به نحو قهقرى باشد كافى نيست ، بلى گاهى نظركردن به يمين ويسار و پشت سر ضرر ندارد . ( كوهمكرهاى - نخجوانى ، يزدى )
[ 5 ] و اين اقرب است خصوصاً در سه شوط اخير . ( خراسانى ، مازندرانى )
[ 6 ] مثل سوق اللّيل . ( نخجوانى ، يزدى )
* اين قول اقوى است ، هرچند اوّل احوط است . ( نخجوانى ، يزدى )
( 1 ) پِلّه .