مثل آنكه شكّ كند ميانهء چهار و پنج يا ميانهء پنج و شش .
پس در صورت اوّل به ركنى كه حجر اسود در او است رسيده باشد طواف او صحيح است [ 1 ] و اگر به آن ركن نرسيده باشد طواف او باطل است [ 2 ] و از سر بايد گرفت . و در صورت دوم و سوم مطلقاً طواف او باطل است [ 3 ] خواه به ركن رسيده باشد و خواه نرسيده باشد [ 4 ] و طواف را از سر بايد گرفت .
ششم آنكه : چهار شوط اوّل از پى يكديگر باشد [ 5 ] يعنى فاصله در ميان واقع نشود ، پس اگر فاصلهء در ميان واقع شود ، طواف را از سر گيرد ، خواه فاصله به جهت ضرورت واقع شده باشد ، مثل نماز واجب كه وقت آن تنگ شده باشد ، و خواه بىضرورت واقع شده باشد . امّا در ميان شوط چهارم و پنجم و ميانهء سه شوط آخر جايز است كه فاصله واقع شود ، مثل نماز سنّتى كه وقت آن تنگ شده باشد ، يا قضاى حاجت مؤمنى ، يا داخل شدن [ 6 ] بهخانه كعبه . و همچنين در سه شوط آخر جايز است قطع شوط كردن به جهت امثال آن امور ، امّا واجب [ 7 ] است كه در وقت قطع طواف مكانى را كه در آنجا قطع شده نشان كند تا چون برسر اتمام آن آيد زياد و كم نشود .
هامش
[ 1 ] - البتّه اكتفاء به اين طواف ننمايند . ( دهكردى ، صدر )
[ 2 ] و سزاوار نيست ترك احتياط به تمام كردن اين شوط را و از سرگرفتن بعد از آن . ( خراسانى )
[ 3 ] بطلان در اين دو صورت احوط است . ( تويسركانى )
* و لكن سزاوار نيست ترك احتياط بر بنا گذاشتن بر اقلّ و اتمام آن و از سرگرفتن بعد از اتمام . ( خراسانى )
[ 4 ] على الاحوط . ( تويسركانى )
[ 5 ] اشتراط عدم فاصله در چهار شوط اوّل احوط است . ( تويسركانى )
[ 6 ] بودن دخول دركعبهء مباركه و قطع طواف محلّ اشكال است و احوط ترك است . ( خراسانى )
* داخل شدن در خانه از مسوّغات قطع و فصل نيست ، بلكه بايد ضرورتى باشد لا اقلّ از قبيل مذكورات . ( كوهكمرهاى ، يزدى )
* داخل شدن در خانهء مباركه داخل در عنوان حاجت مسوّغ قطع طواف بودن مشكل است ، اولى و احوط ترك است . ( مازندرانى )
[ 7 ] وجوب معلوم نيست ، بلكه اگر شكّ نمايد در موضع ، قطع طواف نمايد از موضع يقين . ( خراسانى )