ششم : زرى [ 1 ] كه در زمين يافت شود پس اگر در بلاد كافران حربى يافت شده باشد دادن خمس آن واجب است [ 2 ] خواه اثر اسلام برآن باشد و خواه نباشد و باقى از آن شخص است كه يافته است ، و همچنين اگر در بلاد اسلام [ 3 ] يافت شده باشد و اثر اسلام برآن نباشد [ 4 ] كه اگر اثر اسلام برآن باشد [ 5 ] لُقَطه « 1 » است [ 6 ] و احكام لُقَطَه بعد از اين مذكور خواهد شد .
هفتم : فايدهاى كه از تجارت يا زراعت يا حِرْفت و مانند آن بهم رسد ، پس هر گاه آن فايده زياده از كلّ اخراجات [ 7 ] يك سالهء اينكس باشد خمس زياده را بايد داد ، پس اگر شخصى از سود تجارت بيست تومان مثلًا حاصل كرده باشد واخراجات لايق بهحال او دهتومان شود ، ده تومان از آن بيست تومان به جهت اخراجات بردارد و از دهتومان
هامش
[ 1 ] - زر و غير زر فرق ندارد ، بلكه آنچه گنج باشد عرفاً و لكن شرط است در وجوب خمس بلوغنصاب و نصاب آن بيست دينار است يا دويستدرهم . ( كوهكمرهاى ، مازندرانى ، نخجوانى )
* يعنى گنجى هرچند از زر نباشد . ( يزدى )
[ 2 ] و نصاب بيست مثقال شرعى است يا دويست درهم شرعى . ( يزدى )
[ 3 ] در صورتى كه در بلاد اسلام يافت شده باشد ، اگر در زمين موات يا خربه باشد بعيد نيستآنچه معلوم نباشد كه مالك مسلّمى دارد مال يابنده است و در آن خمس است ، چه اثر اسلام در آن باشد يا نباشد ، و بلكه همين نحو است در صورتى كه معلوم باشد در اطراف غير محصوره ، لكن احوط در اين صورت تقديم تصدّق به چهار خمس است و دادن يك خمس را به اربابش و امّا اگر در زمينى است كه مالك دارد در آن تفصيلى است كه در رساله نخبه مذكور است مراجعه شود . ( خراسانى )
[ 4 ] بلكه مطلقا خمس بدهد مگر آنكه معلوم باشد كه بالفعل مالكى دارد محترم المال كه در اينصورت حكم مجهول المالك را دارد . ( يزدى )
[ 5 ] احوط اين است كه اگر اثر اسلام هم در او يافت شود خمس او را بدهد . ( تويسركانى )
[ 6 ] معلوم نيست ، پس خمس آن را البتّه بدهند . ( دهكردى ، صدر )
* مجهول المالك است . ( مازندرانى )
[ 7 ] به نحوى كه اسراف و سفه نباشد . ( نخجوانى ، مازندرانى )
( 1 ) مالى كه از كسى افتاده و ديگرى آن را برداشته باشد .