مطلب دوم در بيان زكات سنّتى
بدانكه زكات در هشت چيز سنّت است :
اوّل : اسب ماديان است ، و زكات هراسبى در سالى دو مثقال شرعى [ 1 ] طلاست اگر پدر و مادرش هردو اصيل باشند ، و يك مثقال است اگر يكى از ايشان اصيل باشد يا هيچيك اصيل نباشند ، به شرط آنكه تمام سال در صحرا بچرند يعنى عليق « 1 » ايشان از مال مالك نباشد .
دوم از آنچه زكات دادن در آن سنّت است : مالى است كه مالك آن كارى كرده باشد كه بهواسطهء آن كار زكات در آن واجب نشده باشد [ 2 ] مثل آنكه در اثناى سال بهشخصى قرض دهد يا زر سكّهدار را مطلّس « 2 » سازد ، يا از نصاب اوّل شتر يا گاو و يا گوسفند چيزى به شخصى ببخشد ، پس مثل اينها زكات دادن سنّت است .
سوم از آنچه زكات در آن سنّت است : حاصل مستقلّات است مثل دكّان و حمّام و كاروانسرا و امثال آن ، پس سنّت است كه يك دانگ و نيم ده يك [ 3 ] حاصل آن را
هامش
[ 1 ] - مثقال شرعى سهربعمثقال صيرفىاستكه هيجده نخودباشد . ( دهكردى ، مازندرانى ، يزدى )
[ 2 ] يعنى براى فرار كردن از زكات دادن اين كار را كرده باشد . ( خراسانى ، مازندرانى )
* يعنى به قصد فرار از زكات . ( يزدى )
[ 3 ] يعنى چهار يك از عشر آن را بدهد . ( مازندرانى )
( 1 ) خوراك ستوران ، از كاه ، يونجه و علف و غير آن .
( 2 ) معناى آن در صفحهء 253 گذشت .