هشتم : شستن روى است و آن از رستنگاه موى سر است تا آخر زَنَخ « 1 » در طول و آنچه انگشت مهين « 2 » و ميانين آن را فراگيرد در عرض [ 1 ] و آنچه از روى در زير محاسن باشد و بههيچوجه نمايان نباشد لازم نيست كه شسته شود و شستن مو كافى است ، امّا آنچه در بعضى اوقات مىنمايد « 3 » شستن آن واجب است [ 2 ] و آنچه از محاسن از زنخ گذشته باشد شستن آن واجب نيست .
نهم : شستن دست راست است از مرفق [ 3 ] تا سر انگشتان و اگر شخصى دست زايد داشته باشد و اصلى از زايد معلوم نباشد واجب است كه هر دو را بشويد ، و اگر دست زايد معلوم باشد پس اگر زير مرفق است بايد شست [ 4 ] و اگر بالاى مرفق است شستن آن لازم نيست .
دهم : شستن دست چپ است به طريق دست راست .
يازدهم : مسح موى سر است كه آن بالاى پيشانى [ 5 ] است يا جاى آن اگر موى در
هامش
* و كفايت مىكند مقارنه با مضمضه و استنشاق ، بلكه كفايت مىكند در زمان شستن دستها . ( مازندرانى )
[ 1 ] - بلكه لازم است داخل نمودن قدرى از خارج حدود تا يقين به شستن روى حاصل شود . ( كوهكمرهاى )
[ 2 ] با عدم صدق احاطه موى آن را . ( خراسانى )
* واجب نيست شستن بشره اگر مو احاطه كرده باشد به آن نحوى كه شستن بشره محتاج باشد به داخل كردن انگشت در زير موها . ( مازندرانى )
* همين كه صدق كند كه موى احاطه به آن كرده واجب نيست شستن زير آن هرچند ديده مىشود . ( يزدى )
[ 3 ] بلكه لازم است داخل نمودن چيزى از بازو ، تا يقين به شستن تمام مرفق حاصل شود و اينمعنى در دست چپ نيز جارى است . ( كوهكمرهاى )
[ 4 ] نبايد شست ، شايد احوط باشد . ( دهكردى )
[ 5 ] تعيّن مسح بالاى پيشانى يا جاى آن احوط است . ( تويسركانى )
* اين احوط و اولى است اگرچه اقوى جواز مسح مطلق ربع پيش سر است . ( خراسانى )
* بنابر احوط . ( كوهكمرهاى )
* اين اولى و احوط است ، و اقوى كفايت مطلق پيش روى سر است ، اگر چه ناصيه نباشد . ( مازندرانى ، نخجوانى )
* بلكه مطلق پيش سر ، هر چند بهتر بالاى پيشانى است . ( يزدى )
( 1 ) چانه .
( 2 ) شست .
( 3 ) نمايان است .