شانزدهم : در اثناى نماز عمداً چيزى خوردن ، هرچند اندك باشد [ 1 ] .
هفدهم : عمداً به دو حرف [ 2 ] تكلّم نمودن .
هجدهم : عمداً به قهقهه خنديدن .
نوزدهم : از براى امور دنيا عمداً گريه كردن .
بيستم : عمداً ترك واجبى از واجبات نماز كردن اگرچه ركن نباشد . امّا اگر به جهت جهل به [ 3 ] مسئله عمداً ترك كند جهر را در جايى كه جهر واجب است يا اخفات را در جايى كه اخفات واجب است ، آن نماز صحيح است .
بيست و يكم : عمداً زياد كردن واجبى از واجبات نماز را اگرچه ركن نباشد .
بيست و دوم : عمداً انحراف قليل از قبله كردن [ 4 ] كه به حدّ يمين يا يسار نرسد .
بيست و سوم : عمداً كشف عورت خود كردن .
مقصد دوم در بيان احكام خللى كه به وقوع آن نماز باطل نمىشود
و آن دو نوع است :
نوع اوّل : در بيان خللى كه بهواسطهء آن سجدهء سهو واجب نمىشود .
نوع دوم : در بيان خللى كه بهواسطهء آن سجدهء سهو واجب است ، و احكام اين دو نوع در دو فصل تفصيل مىيابد .
فصل اوّل در بيان خللى كه بهواسطهء آن سجدهء سهو واجب نمىشود :
و آن فراموش كردن فعلى از افعال واجبى نماز است كه قبل از فوت محلّ آن به ياد
هامش
[ 1 ] چيزى خوردن اندكى معلوم نيست كه مبطل باشد ، لكن احوط است . ( تويسركانى )
[ 2 ] يا يك حرف با معنى . ( دهكردى ، كوهكمرهاى ، نخجوانى ، يزدى )
* يا زياده . ( صدر )
[ 3 ] اقوى معذور بودن جاهل و ناسى است در جهر و اخفات . ( تويسركانى )
[ 4 ] در مبطل بودن آن اگر در حال عدم اشتغال به افعال باشد اشكال است . ( خراسانى )