امّا آن پنج چيز كه سنّت است :
اوّل : آن است كه در جايى نشيند كه هيچكس او را نبيند مثل گودال يا پس ديوار .
دومآنكه : در وقت داخل شدن به طهارتخانه پاى چپ خود را پيش كند و در وقت بيرون آمدن پاى راست را .
سومآنكه : در وقت طهارت كردن سنگينى بدن خود را برپاى چپ اندازد .
چهارم : سه نوبت از مقعد تا بيخ ذكر را مسح نمايد و بعد از آن از بيخ ذكر تا سر حشفه و بعد از آن سه نوبت ذكر را بِيَفْشارد . [ 1 ]
پنجم : اوّل مقعد را طهارت دهد و بعد از آن ذكر را .
و امّا آن هشت چيز كه در وقت طهارت كردن به فعل آوردن آن مكروه است :
اوّل : روى يا پشت خود را به جانب آفتاب يا ماه كردن [ 2 ] بهعنوانى كه نور آفتاب يا ماه به عورتين او بتابد [ 3 ] و يا روى به جانب باد بول كردن .
دوم : به دست راست استنجا كردن .
سوم : بول كردن در زمين سخت كه بيم آن باشد كه قطرات بول برگردد .
چهارم : بول كردن در سوراخهاى حيوانات مثل مورچه و مار و امثال آن .
پنجم : طهارت گرفتن در شارع [ 4 ] و در جايى كه مردم از آنجا آب برمىدارند و در جايىكه مردم در آنجا جمع مىشوند .
ششم : طهارت كردن در آب ، خواه روان و خواه ايستاده .
هفتم : طهارت كردن در زير درختى [ 5 ] كه ميوه داشته باشد يا ميوه خواهد داد .
هامش
[ 1 ] اعتبار شش مسحه و سه نتره در استبراء خوب است و كمال استبراء است . ( دهكردى )
[ 2 ] منهى در اخبار شريفه عورت را به قرص آفتاب يا ماه كردن است . ( كوهكمرهاى )
[ 3 ] مناط استقبال يا استدبار به عورت يا به بدن است . اگر چه نور به آنها نتابد . ( يزدى )
[ 4 ] طهارت گرفتن در امر پنجم و ششم و هفتم كنايه است از بول كردن و تغوّط نمودن علىالظاهر . ( دهكردى )
[ 5 ] ظاهر اينست كه زير درخت شامل آن مقدارى است كه مظنّه افتادن ميوه در آن مقدار باشد . ( مازندرانى )