نمايد [ 1 ] يا اكثر اوقات به آن مشغول باشد ، بلكه آنقدر كافى است كه بعضى اوقات بجاآورد به حيثيّتى كه بهحسب عرف گويند كه او اشتغال دارد و كاهلى نمىكند .
و جايز است كه دو شخص را يا زياده بهجهت قضاى نماز يك شخص به اجاره گيرند امّا وقت نماز هريك از آن جماعت مىبايد كه معيّن باشد [ 2 ] تا ديگرى در آن وقت بهقضاى نماز ميّت اشتغال ننمايد و نماز او بهترتيب [ 3 ] قضا شود .
و چون مرد خود را به جهت قضاى نماز زن به اجاره دهد [ 4 ] مخيّر است ميانهء جهر و اخفات [ 5 ] . همچنين اگر زن خود را به جهت قضاى نماز مرد به اجاره دهد بهشرط آنكه نامحرم آواز او را نشنود بهتفصيلى كه قبل از اين مذكور شد .
مقصد نهم در نمازى كه از پدر [ 6 ] فوت شده باشد بر پسر واجب است [ 7 ]
بدانكه بر پسر واجب است كه بعد از فوت پدر آن را بجاآورد ، به دو شرط :
هامش
[ 1 ] - در وجوب اشتغال فوراً و عدم آن در مقدار اشتغال بايد ملاحظهء قراردادى كه اجاره بر آنواقع شده بشود . ( خراسانى )
[ 2 ] اقوى عدم تعيّن وقت و عدم اعتبار ترتيب است . ( تويسركانى )
[ 3 ] شرط بودن ترتيب من حيث زمان محلّ تأمّل است ، بلكه اظهر اين است كه شرط نيست بلكه احوط است . ( نخجوانى )
[ 4 ] البتّه ترك نكند جهر را در نماز جهريّه و اخفات را در نماز اخفاتيّه . ( مازندرانى )
[ 5 ] اقوى اعتبار به حال نائب است در اجاره نه به حال منوب عنه ، پس مرد در جهر و اخفات مخيّر نيست هر گاه اجير شود كه ازبراى زن نمازكند و زن مخيّراست اگرچه ازبراى مردنمازكند . ( تويسركانى )
* در جهر و اخفات و امثال آن ظاهر اين است كه اجير بايد ملاحظهء تكليف خود را نمايد . ( دهكردى ، صدر )
* ملحوظ در جهر و اخفات نايب است ، نه منوب عنه . ( كوهكمرهاى )
* مناط در جهر و اخفات نائب و مباشر است ، نه منوب عنه . ( يزدى )
[ 6 ] و همچنين از مادر بنابر اصحّ . ( مازندرانى )
* يا از مادر بنابر اظهر . ( يزدى )
[ 7 ] نمازى كه از مادر فوت شده نيز پسر بزرگتر بجاى آورد على الاحوط . ( دهكردى ، صدر )