انسان جز خداى يگانه ، كسى راى نپرستد و به كسى جز وى كه پروردگار جهان است ، كرنش نكند و سر تعظيم فرو نياورد .
همه و همه ، آفريدگان و پروردگان خدا مىباشند و روزى او راى مىخورند و كسى را بر كسى حق تقدم نيست ، مگر آنچه به سوى خدا برگردد .
هر فرد مسلمانى بايد به نفس خود اعتماد داشته باشد و از موهبت استقلالى كه خداى متاعال به وى داده ، استفاده كند و وسايلى راى كه به وى ارزانى داشته به كار اندازد و راه زندگى راى بپيمايد ، نه اين كه به ديگران اميد بسته و هر روز شريكى براى خدا بگيرد و بت تازهاى بتراشد .
خادم بايد بداند كه نان خود راى مىخورد نه نان « مخدوم » راى و بايد بداند كه بهرهء دسترنج خود راى مىبرد نه بخشش رايگان كارفرما يا ارباب خود را ! هر كارمندى بايد ايمان داشته باشد كه مزد كار خود راى مىبرد ، نه عطيه و هديه رييس يا ادارهء مربوط يا دولت يا جامعه را ! و بالآخره ، انسان آزاد نبايد جز خدا به كسى اميد بسته و كرنش كند و گرنه در باطن همان پستى و بردگى شرك راى خواهد داشت كه بت پرستان در ظاهر دارند .
در خاتمه بايد توجه داشت كه مراد از اعتماد به نفس اين است كه انسان در زندگى لياقت ذاتى خود راى به كار انداخته به اميد ديگران ننشيند نه اينكه از خداى تعالى بريده خود راى مصدر هر اميد و آرزو و مؤثر حقيقى بداند .
مضار زندگى اتكالى ( وابسته )
زندگى اتكالى ( وابسته ) يعنى به اميد و پشتيبانى ديگران زيستن ، در حقيقت از دست دادن افتخار انسانى و شرافت استقلال و آزادى و منشأ همه گونه بزه و زشتكارىهاى اجتماعى است كه از خوارى و پستى ، سرچشمه مىگيرد .
كسى كه به اميد ديگران نشسته چشم به دست اين و آن مىدوزد ، در حقيقت اراده