شعور پيش مىرود ) .
در همهء اين دستههاى بيرون از اندازه و شمار اينگونه نيست كه تمام موجودات سوداى استفاده از استخدام داشته باشد و يا در درجهء اول سود خود را بخواهد ، تنها در يك دسته از آنها ( همنوعان خود ) با همان قواى فعاله و ارادهء غريزى استثنائاً اجتماع را خواسته و استخدام را به استفادهء اشتراكى تبديل نمايد و همگى از يكديگر به نوعى بهرهمند گردند .
بلى ، هر پديده از پديدههاى جهان و از آن جمله حيوان و به ويژه فرد انسان ، حبّ ذات را داشته ، خود را دوست دارد و همنوع خود را همانند خود مىبيند و از اين راه ، احساس انس در درون وى پديد آمده و نزديك شدن و گرايش به همنوعان خود را مىخواهد و به اجتماع فعليت مىدهد و چنانكه پيداست همين نزديك شدن و گرد هم آمدن ( تقارب و اجتماع ) يك نوع استخدام و استفاده است كه به سود احساس غريزى انجام مىگيرد و سپس در هر مورد كه يك فرد ، راهى براى استفاده از همنوعان خود پيدا نمايد ، آن را خواهد پيمود و چون اين غريزه در همه بهطور متشابه و مساوى موجود است نتيجه اجتماع را مىدهد و اين همان اجتماع است كه مورد بحث و نظر ماست ( اجتماع تعاونى كه احتياجات همه با همه تأمين شود ) و تأمّل و مطالعه در فعاليتهاى متحول نوزاد انسان و جانوران زندهء ديگر اين نظر را تأمين مىنمايد .
از بيان گذشته نتيجه گرفته مىشود :
1 . انسان در نخستين بار « استخدام » را اعتبار داده است .
2 . انسان ، مدنىٌ بالطبع است . و بدون اجتماع ، زندگى را مشكل و ناممكن مىداند .
3 . عدل اجتماعى « خوب » و ظلم « بد » مىباشد ، چرا كه در عدالت ، هر صاحب حقى به حقش مىرسد و با ظلم حق ديگرى از بين مىرود .
و البته نبايد از كلمهء « استخدام » سوءاستفاده كرد و تفسير ناروا نمود . ما نمىخواهيم بگوييم انسان بالطبع روش استثمار و اختصاص را دارد ، چنانكه يك ملتى در پس پردهء آزادىبخشى و الغاى بردهفروشى به نام « استعمار » و « استملاك » و « قيمومت » و
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 314
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٣١٤