فرض سكون موجودات طبيعت نيست و اگر منظور اين است كه صور ذهنيهء ماهيات كه در پيش ما هستند همواره در حركت و تغييرند ، پاسخش همان است كه در متن مشروحاً بيان شده كه نژاد مفهوم و صور ذهنى از احكام و مقررات ماده كنار است و صورت علمى از سنخ جهان حركت نمىباشد . و ما در شرح مقالهء 3 و مقدّمه و شرح مقالهء 4 شبهات مربوط به اين مدعا را نقل و انتقاد كرديم . و گفته شد كه صورتهاى ذهنى اشيا ( ماهيات ) هرگز دستخوش تغيير و تحوّل واقع نمىشوند .
[
پاسخ علّامه به قسمت اوّل اشكال
] اكنون به پاسخ علّامه برمىگرديم :
بخش نخستين از اشكال كه مىگفت اختلافات خارجى هيچگونه اختلافات نوعى نداشته و تنها مستند به اختلاف تركيبات مادى است ، چرا كه همهء پديدهها تركيباتى است از ذرات اتمى ، منتهاى مراتب كيفيت تركيب موجب بروز اختلاف شده است كه بالأخره همهء پديدههاى گوناگون نيز به اصل واحد بر مىگردند ، اين مدعا سخنى است كه نمىشود پذيرفت ، زيرا اگر چه ممكن است ما اشتباه كرده و گاهى غير مختلف را مختلف انگاريم ، ولى بايد ديد كه آيا ممكن است كه در جهان خارج در ميان پديدههاى متنوع و متضاد هيچگونه اختلافى وجود نداشته باشد بهگونهاى كه شير و پلنگ و گربه يكى باشد و آهو ، گرگ ، خورشيد ، انسان و گل ياس با روباه يك چيز گردد ، هيچ خردمندى امكان ندارد كه اصل وجود اختلافات را در عالم پذيرا نباشد و معتقد نباشد كه اين اختلافات بالأخره به يك سلسله اصول مختلف بالذات منتهى نشود و همه چيز همه چيز بوده باشد ؟
البته در پاسخ مىگوييم : نه ، هيچگاه چنين چيزى متصور نيست و امكان ندارد ، چرا كه اولًا ، از حوزه و ظرف ادراكات وفكر و ثانياً ، از ميان خواص و آثار پديدهها و ثالثاً ، از ميان موضوعات خواص ، اختلاف به كلى برخيزد و همه چيز به وحدت منتهى گردد و يك چيز شود ، زيرا اگر چنانچه هيچگونه اختلافى موجود نبود ، به هيچ وجه در حوزهء ادراك و فكر ما نيز اختلاف حاصل نمىشد و وجدان و غريزهء ادراكى ما هيچگونه حاضر نيست كه اختلافات