بداية الحكمة فصلى را تحت عنوان في بداهة مفهوم الوجود ، گشودهاند كه در اينجا همان فصل را در قالب همين يك جملهء : الذي نتصوّره تصورا اوّليا و نصدّق بوجوده كذلك ، مختصر نمودهاند .
جناب حاجى سبزوارى در كتاب شريف اسرار الحكم مىفرمايند :
مفهوم وجود ابده بديهيات است به حسب تصور و حقيقت وجود ، نور حقيقى و اظهر الظواهر است به حسب خارج و آن مفهوم اعم العامات است و آن حقيقت اتم محيطات است و آن مفهوم مفهومى است واحد بسيط در ذهن و آن حقيقت ابسط بسائط است در خارج و آن مفهوم اول الاوائل است در اذهان و آن حقيقت اول الاوائل است در اعيان ، چه واجب الوجود - تعالى كه هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن ، احق مراتب وجود است و وجود منبسط بر كل مهيات ظهور اوست . . . . « 1 »
به تعبير جناب محى الدين ابن عربى : الحق ظاهر لم يغب و العالم غايب لم يظهر . همه موجودات رنگ وجود گرفتهاند ، اما وجود رنگ هيچچيز را نگرفته است .
هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
« 2 » ،
صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً
« 3 » . و لذا وقتى آن جوان از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم سئوال مىكند : بماذا عرفت ربّك ؟ ( به چه چيز پروردگارت را شناختى ؟ ) حضرت در جواب او مىفرمايند : باللّه عرفت الاشياء ، يعنى من بواسطهء خدا تمام اشياء را شناختم زيرا وجود بىرنگ است و ما هميشه با بىرنگى ، رنگها را مىشناسيم نه اينكه امر بالعكس بوده و رنگها ما را به
هامش
( 1 ) . اسرار الحكم با تعليقات علامهء شعرانى قدّس سرّه ، ص 7 .
( 2 ) . حديد / 5 .
( 3 ) . بقره / 139 .