در علل باطل مىگردد « 1 »
( مفاد اين برهان بطور خلاصه اين است كه هر واحدى از آحاد سلسلهء مترتّب موجود بالفعل و بىنهايت ، مانند يك واحد خواهد بود و بعبارت ديگر تمام سلسلهء غيرمتناهى در اين حكم كه هيچيك از آحاد آن سلسله ، موجود نمىشوند مگر آنكه واحدى ديگر قبل از آن موجود باشد مساوى و مشتركند پس مجموع آنها موجود نمىشوند مگر آنكه واحدى ديگر قبل از وجود آنها موجود ، باشد و آن ، علّت محضه است و تسلسل منقطع مىشود .
غير از چند دليل كه بر محاليّت تسلسل در علل كه از شيخ الرئيس بو على سينا و فارابى و غير آن در اينجا نقل كرديم دليلهاى ديگرى بر محاليّت تسلسل در علل ، اقامه شده است كه اكثر آنها خالى از مناقشه و ايراد نيست ) .
تذّكرات سهگانه :
در اينجا سه تذكّر از برخى از فلاسفه گفته شده است كه برخى از آنها خالى از مناقشه و ايراد نيست :
تذكر اوّل : « 2 »
معيار حكم محاليّت تسلسل در هريك از براهينى كه در بالا از شيخ الرّئيس بو على سينا و فارابى و غير آن نقل و اقامه شده ، اين است كه دو شرط :
1 - ترتّب حلقههاى وابسته به يكديگر .
2 - و اجتماع اين حلقههاى سلسله در وجود ، بالفعل در جهت حركت بسوى بىنهايت در محلّ بحث ، موجود و جمع شده باشد .
و لازمهء و مقتضاى اين مطلب اين است كه تسلسل در علل در جهت تصاعد ، محال
هامش
( 1 ) - اسفار ج 2 ص 166 .
( 2 ) - قبسات ص 233 و ص 234 و ص 184 - اسفار ج 2 ص 167 و ص 169 ( شارح )