[ جلد دوم ]
[ مقدمات ]
پيشگفتار شارح : ارزش فلسفه و موقعيّت آن در ميان علوم انسانى :
بسمه تعالى
يكى از مسائل لازم بذكر در ابتداى شروع در فلسفه بلكه هر علمى از علوم اين است كه فلسفه و بطور كلّى هر علمى ، در ميان ردهبندى علوم چه موقعيّتى داشته ؟ و در چه مرتبه ارزشى قرار دارد ؟ تا بتوانيم به ارزش واقعى آن علم و كاربرد خاصّ آن در ميان ساير علوم پى ببريم .
حال اين سؤال اساسى مطرح است كه فنّ فلسفه در ميان ردهبندى علوم انسانى چه موقعيّتى دارد ؟
در پاسخ آن مىگوئيم كه علم ، معناى وسيعى دارد كه تمام معلومات بشرى را در برمىگيرد .
دانش بشرى بهطور كلّى به سه وجه متصوّر است و اين سه وجه عبارتند :
1 - شناسائى سطحى - و آن اطلّاعاتى است كه حيوانات و يا مردم ابتدائى و كودكان از عالم خارج دارند .
و مشخّصه آن ، اين است كه بين معلولها رابطهاى ايجاد نشده ، صاحب اين شناسائى قادر بايجاد رابطه بين اشياء نمىباشد ، فقط مىفهمد و درك مىكند كه مثلا حيوان لانهء خود را مىشناسد و غذاء مىخورد و بچّهء خود را مطابق فطرت و خلقت شناسائى مىكند امّا نمىتواند بگويد كه لانهء خود را چگونه و با چه طرح و مهندسى مىسازد ؟ و از كجا ، غذاى خود را بدست مىآورد ؟ و مسأله فطرت و خلقت چگونه است ؟