[ درس اول ( 1 ) ]
فصل اوّل در اينكه مفهوم وجود از قبيل مشترك معنوى است
مفهوم وجود از قبيل مشترك معنوى است ( يعنى ) مفهوم وجود بر ماهيّاتى كه حمل وجود بر آنها جايز است به يك معنى حمل مىشود و اين ، به حكم ذهن واضح است هنگامى كه وجود را بر اشياء حمل و يا از آنها نفى ، مىنمائيم مثل اين جملات : « انسان ، موجود است » و « رستنيها موجودند » و « آفتاب موجود است » و « اجتماع نقيضين موجود نيست » و « اجتماع ضدّين موجود نيست » .
صدر المتألّهّين ( قدّس سرّه ) چه خوب و متين فرموده است آنجا كه مىگويد : « إنّ كون مفهوم الوجود مشتركا بين الماهيّات قريب من الاوّليّات « 1 » » يعنى « بىشكّ مفهوم وجود معناى مشترك بين ماهيّات است و اين معنا به اوّليّات ( يعنى به امور بديهى ) نزديك هستند » .
دو نظريّه باطل
نظريّهء اوّل :
برخى از فلاسفه معتقدند كه « مفهوم وجود از قبيل مشترك لفظى است ( يعنى ) در هر ماهيّتى كه مفهوم وجود بر آن حمل شود به معناى همان ماهيّت است » ( مثلا اگر بگوئيم انسان ، موجود است مراد از مفهوم وجود همان انسانيّت است و اگر بگوئيم حيوان موجود
هامش
( 1 ) - اسفار ج 1 ص 35 - مباحث مشرقيّه ج 1 ص 18 - شوارق ص 26 . ( شارح )