مسموعات :
« مسموعات » ، همان صوتها هستند ، صورت ، كيفيّتى است كه از كوبيدن سخت و شديد و يا كندن سخت ( و با فشار ) پيدا مىشود و بدنبال آن موج در هوا پديد آمده ، صداها را با خود حمل مىكند و هنگاميكه تموّج هواى مجاور ، با اين صداها به سوراخ گوش رسيد ، گوش صدا را درك مىكند .
پس صوت ، خود تموّج نيست و نيز كندن ( قلع ) و كوبيدن ( قرع ) نيست و نيز صوت محسوس ، از قبيل حسّ خيالى نيست كه در خارج از حسّ ، معدوم باشد .
مذوقات :
« مذوقات » عبارتاند از چشيدنيها كه حسّ چشائى ، آنها را درك مىكند و بسائط آن را ( دانشمندان علوم طبيعى ) ، نه تا شمردهاند :
تندى در مزه ( مثل فلفل - حرافت ) شورى ( ملاحت ) ، تلخى ( مرارت ) ، مزهء مخصوص چربيها ( دسومت ) ، شيرينى ( حلاوت ) ، مزهء نه شيرين و نه ترش و نه تلخ ( بىمزّه بودن - تفه ) ، تلخى و تندى مزه ( عفوصت مانند مزهء ميوههاى نارس كه ظاهر زبان و دهان را جمع مىكند ) ، مزهايكه ( باطن زبان و ) دهان با آن جمع مىشود ( قبض ) ، و ترشى ( حموضت ) و غير اينها از مزههائيكه از تركيب اين مزهها ، پيدا مىشود .
مشمومات :
« مشمومات » عبارتاند از انواع بوها كه حسّ بويائى ، آنها را درك مىكند ، براى انواع بوهائى كه آنها را درك مىكنيم نامهاى بخصوصى نيست كه ما آن را با اين نامها بشناسيم جز اينكه يا با اضافه كردن بوها به موضوعاتشان ، آنها را ، مىشناسيم چنان كه مىگوئيم : بوى مشگ - بوى گل و . . . و يا از طريق خوشايند بودن بوها و يا خوشايند نبودن آنها با طبع انسان بوجود آنها ، پى مىبريم مثل اينكه مىگوئيم : بوى خوب و بوى بد و يا از طريق نسبت دادن بوها ، به طعم و مزه ، آنها را شناسائى مىكنيم مثل اينكه مىگوئيم : بوى شيرينى و بوى