ذات واجب حمل شده ممكن هم وصفى است واحد و ثبوتى كه از امكان اشتقاق يافته و بر ماهيت موجودات ممكن حمل گرديده . بر اين مطلب دو اشكال وارد شده است :
1 - امكان وصف واحدى نيست ؛
2 - امكان هيچ نحو ثبوتى ندارد .
كه ذيلا هريك را جداگانه شرح مىدهيم .
1 - 6 : امكان وصف واحدى نيست
در 4 و 5 ، گذشت كه امكان عبارت است از سلب ضرورت وجود و سلب ضرورت عدم ؛ يعنى ، دو سلب است نه يك سلب و هرسلبى يك وصف است ، پس امكان دو وصف است در قالب يك تعبير ، نه يك وصف . مثلا اگر بگوئيم كه يكى از اوصاف زيد اين است كه سرخ نيست و سياه هم نيست ، واضح است كه سخن درستى نيست . اينها دو وصفاند و بايد گفت :
« زيد دو وصف دارد : يكى اينكه سرخ نيست و ديگر اينكه سياه نيست » ؛ نه اينكه بگوئيم :
« يكى از اوصاف زيد اين است كه سرخ نيست و سياه هم نيست . » امكان نيز چنين است .
بنابراين ، نبايد آن را با وجوب ، كه يك وصف است ، همانند دانست :
و هما [ اي الوجوب و الامكان ] وصفان ينقسم بهما الموجود من حيث نسبة وجوده اليه انقساما اوّليّا .
و بذلك يندفع ما اورد على كون الامكان وصفا ثابتا للممكن يحاذي الوجوب الذي هو وصف ثابت للواجب . تقريره انّ الامكان ، كما تحصّل من التقسيم السابق ، سلب ضرورة الوجود و سلب ضرورة العدم ، فهما سلبان اثنان و ان عبّر عنهما بنحو قولهم :
سلب الضرورتين ، فكيف يكون صفة واحدة ناعتة للممكن .
2 - 6 : امكان هيچ نحو ثبوتى ندارد
به فرض اينكه امكان به سلب واحدى برگردد ، هيچ نحو ثبوتى ندارد ؛ زيرا اين سلب سلب تحصيلى است و سلب تحصيلى هيچ نحو ثبوتى ندارد و طبعا نمىتوان از آن وصفى ثبوتى انتزاع كرد .
توضيح اينكه هروصفى را مىتوان محمول يك قضيهء موجبه كه موضوعش همان