و مراد از كشتهشدن عبارت است از : قطع علاقهء روح از بدن و متعلقات آن ؛ و همچنان كه شهيد در معركهء قتال با شمشير و سيف ظاهر علاقهء روح خود را از بدن قطع مىكند ، سالكِ راه خدا نيز با سيف و شمشير باطن در ميدان نبرد با نفس اماره به وسيلهء استمداد از قواى رحمانيه ، علاقهء روح خود را از بدن و متعلقات آن سلب مىنمايد .
در ابتداى سلوك بايد سالك الى اللَّه به وسيلهء اختيار مقام زهد و تأمل و دقت و تفكر در بىاعتبارى دنيا و عدم فايدهء دلبستگى به آن ، رشتهء عُلقهء به عالم كثرات را قطع كند ، چه نتيجهء زهادت بىميلى و بىرغبتى است به امور و در نتيجه ، از رويدادهايى كه موجب نفع مادى و صورى اوست خوشحال نمىشود و از وقايعى كه موجب ضررهاى مادى اوست متأثر و محزون نمىگردد :
« لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ »
. « 1 »
اين بىرغبتى و بىميلى منافات با حُزن و خوشى فىاللَّه ندارد ، زيرا اين خوشحالى از محبت به مال و منال و اعتباريات نبوده ، بلكه از جهت آن است كه خود را غرق درياى احسان و كرم خدا مىبيند .
پس از طى اين مرحله ، تازه سالك متوجه خواهد شد كه علاقهء مفرطى به ذات خود دارد و نفس خود را تا سر حد عشق دوست دارد ، هر چه به جا مىآورد و هر مجاهده كه مىكند ، همه و همه ناشى از فرط حب به ذات خود است ، زيرا كه يكى از خصوصيات انسان آن است كه فطرتاً خودخواه بوده ، حب به ذات خود دارد ، همه چيز را فداى ذات خود مىنمايد و براى بقاى وجود خود ، از بينبردن و نابودنمودنِ هيچ چيز دريغ نمىكند . از بين بردنِ اين غريزه بسيار صعب و مبارزهء با اين حسِّ خودخواهى از اشكلِ مَشاكل است ؛ و تا اين حس از بين نرود و اين غريزه نميرد نور
هامش
( 1 ) . حديد ، آيه 23 : [ تا بر آنچه از دست دادهايد غمگين مباشيد و به آنچه به شما داده است خوشحال نگرديد . ]