و در جاى ديگر مىفرمايد : هر چه در نزد پروردگار است بقا و ثبات دارد :
« ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ »
« 1 » .
از انضمام اين آيات به يكديگر معلوم مىشود آنان كه زنده بوده و در نزد پروردگار روزى مىخورند عبارتاند از :
« وَجْهُ اللَّهِ » *
كه بَوار و زوال به نص آيهء قرآن در آن راه ندارد .
از طرف ديگر ، از آيات كريمهء قرآنيه معلوم مىشود كه مراد از وجهاللَّه تعالى كه زوالپذير نيست همانا اسماى الهيه است . بيان آن اين است كه در آيهء ديگرى ، همين وجهاللَّه را كه فنا و زوال در او راه ندارد تفسير به اسماى خود نموده و صفت عزت و جلالت را بر آن مترتب ساخته است :
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ * وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
. « 2 »
به اتفاق جميع مفسران ، كلمهء « ذو » صفت براى « وجه » مىباشد ؛ يعنى وجه پروردگار تو ، كه آن وجه ذوالجلال و الاكرام است باقى است . و چون مىدانيم كه وجه هر شىء عبارت است از آن چيزى كه مواجهه بدان حاصل مىشود ، بنابراين وجه هر چيز مظهر آن چيز است ، و مظاهر ، همان اسماى خدا هستند كه مواجههء خدا با تمام مخلوقات به وسيلهء آنها انجام مىگيرد . نتيجه اين مىشود كه تمام موجودات ، فنا و زوالپذيرند مگر اسماى جلاليه و جماليه .
در نتيجه معلوم مىشود كه سالكان الىاللَّه كه به فيض سعادت
« بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ »
رسيدهاند عبارتاند از اسماى جلاليه و جماليهء حضرت پروردگار جلّ و عزّ .
از همين گفتار به خوبى معلوم مىشود كه مرادِ ائمّهء طاهرين - سلام اللَّه عليهم
هامش
( 1 ) . نحل ، آيهء 96 : [ آنچه در نزد شماست پايان مىپذيرد و آنچه نزد خداست باقى است . ]
( 2 ) . رحمن ، آيات 26 - / 27 : [ هر كس بر روى آن [ زمين ] است ، فنا پذيرد و باقى مىماند وجه پروردگارت ، كه آن وجه داراى صفت جلال و جمال است . ]