- كه به نظرم سال 1371 يا 72 ه . بود - در محضر علامه از آن سيد جليلالقدر خبرى نبود و وقتى از مرحوم استاد علامه پرسيدم ، فرمودند : ايشان به نجف مشرف شده است .
. . . اما اين بار با آية اللّه آقا سيد محمد على حسينى تهرانى كه اخوى كوچكتر ايشان بود ، آشنا شدم كه بعدها در درس تفسير و فلسفه علامه طباطبائى و در درسهاى فقه و اصول ديگر بزرگان ، با نامبرده « همدرس » يا « همدوره » بودم .
آقاى سيد محمد على تهرانى دايى حجة الاسلام والمسلمين آقاى سيدعبدالحسين ميرحجازى بود . كه آن ايام به « لالهزارى » مشهور بود و در مدرسه حجتيه در حجرهاى ، در كنار حجره من سكونت داشت كه بهطور طبيعى باعث دوستى گرديد و اين دوستى با آقا سيد عبدالحسين ، موجب آشنايى بيشتر با آقا سيدمحمدعلى تهرانى شد . . . .
* * * . . . آيةاللّه سيد محمدحسين حسينى تهرانى 7 سال تمام در نجف اشرف به تحصيل و فراگيرى علوم اسلامى و معارف حقه و ارتقا به مقامات عاليه علمى ، ادامه داد و طبق توصيهء مرحوم استاد علامه طباطبائى در نامهاى ، در كسب معارف حقه ، از محضر آية اللّه شيخ عباس قوچانى بهرهمند گرديد و خود ايشان مىنويسند :
. . . حقير در نجف اشرف به توصيهء حضرت استاد علامه ، در امور عرفانى و الهى فقط با آية اللّه حاج شيخ عباس قوچانى حشر و نشر داشتم . « 1 »
. . . هفت سال بعد ، آية اللّه تهرانى به ايران بازگشت و اين بار در تهران و به مدت نزديك به يك ربع قرن ، در مسجد قائم به اقامه نماز جماعت پرداخت و به موازات آن به افاضه بر مردم و تدريس و تبليغ و تأليف مشغول شد . . . و پس از آن مدت ، به مشهد
هامش
( 1 ) . همان ، ص 12