و نيز تعمد داشتهام تا در ترجمه و بازگردان اين رسالهء شريف همچون برخى نوگرايان و تجددزدگان از پارسى سره استفاده نكنم و در بهرهگيرى از كلمات رساى عربى كه زبان وحى و قرآن است تعصب نابه جا و ستيز و لجاجى نداشتهام ، بلكه بر عكس قصدم اين بوده است كه كلمات اصيل و جا افتاده عربى و مصطلحات عرفانى را به پارسى سره ترجمه نكنم ، لذا از معادل سازى و نوآورىهاى نامناسب پرهيز كردهام و كوشيدهام كه زبان ترجمه ، زبان عرفان و به شيوهء سخن گفتن خود عارفان ربانى و عالمان الهى باشد . « 1 »
در اينجا برمن است تا از الطاف بىدريغ دوست پرمهر و فرزانهام آقاى حسن وكيليان كه از استادان ادب عرب هستند و با بردبارى تمام رساله حاضر را از نظر گذرانيده و در برخى موارد اصلاحاتى در آن به عمل آوردهاند صميمانه سپاسگزارى كنم .
والحمد لله أوّلًا و آخراً .
تهران : أقلّ العباد - همايون همتى
بهمن 1364
هامش
( 1 ) . نام ترجمه را هم به پيشنهاد يكى دوستان دانشگاهى « ولايت نامه » گذاشتم كه برخى ديگر از عارفان نامدار رسالهاى به اين نام نگاشتهاند