بنابراين روشن و آشكار گشت كه ( توحيد اطلاقى ) « 1 » برتر و بالاتر از آن است كه به وصف در آيد و مورد توصيف قرار گيرد و در حديثى چنين آمده است :
من سئل عن التوحيد فهو جاهل و من أجابه فهو مشرك ؛
هر كس كه درباره توحيد سؤال كند جاهل است و هر كس كه به او پاسخ بدهد مشرك است .
فصل 5
اين معانى كه براى ( توحيد اطلاقى ) گفته شد تنها خاصّ دين مقدس اسلام است و در ديگر شرايع و اديان يافت نمىشود آنچه كه آنها در توحيد بدان رسيدهاند همان
هامش
( 1 ) . مقصود از اين اصطلاح ، همان « وحدت اطلاقى حقيقت وجود » است كه قبلًا پيرامون آن توضيحاتى داديم . براىمطالعه و آگاهى بيشتر خوانندگان را به شرح استاد سيد جلال الدين آشتيانى بر « رسائل قيصرى » ارجاع مىدهيم