و به پارهاى از گزاف گويى هايى كه در مورد درخواست معجزه شده و درخواستشان رد شده ، از آيات زير مىتوان پى برد :
« وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آياتٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ * أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى عَلَيْهِمْ »
« 1 »
« وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ »
« 2 »
« يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً »
« 3 »
از بيانات گذشته روشن شد كه براى اثبات نبوت خاصه ( صدق دعوى مدّعى نبوت ) راهى جز آوردن معجزه نيست و نيز معلوم گرديد كه چنان كه عوام مردم از معجزه استفاده مىكنند خواص نيز همان استفاده را مىنمايند .
و اگر چنان چه دليليت معجزه تنها از راه خوشبينى مردمان ساده لوح بود ، در حقيقت دليل گزافى بود و هرگز خداوند عليم و حكيم كه از هر گزاف و بيهوده منزّه است چنين درخواست گزافى را اجابت نمىفرمود .
5 . از بحثهاى گذشته سه اصل ذيل كه اركان معجزه را تشكيل مىدهند ثابت شد :
پاورقی
( 1 ) . و گفتند : آيا نمىشود ( چرا نمىشود ) بر وى آياتى ( معجزاتى ) از پيش خدايش نازل شود . بگو فقط امر معجزات پيش خدا و به او مربوط است و من فقط يك ترسانندهء آشكارى هستم . آيا براى آنها كفايت نكرده كه ما به تو كتابى نازل كرديم كه بر آنها تلاوت مىشود . ( عنكبوت ، آيه 57 )
( 2 ) . و وقتى كه بر آنها آيات بيانات ما تلاوت مىشود ، آنانى كه ايمان به روز جزا ندارند مىگويند : قرآنى غير از اين قرآن بياور يا او را تبديل نماى . ( يونس ، آيه 15 )
( 3 ) . اهل كتاب از تو مىخواهند كه بر آنها كتابى از آسمان نازل كنى ، اينان از موسى بزرگتر از اين را خواسته و گفتند خدا را آشكار به ما نشانده . ( نساء ، آيه 153 )