ما نيز اميدواريم كه اين « تذكار » استاد بزرگوار ، دوستان اهل معرفت را مفيد افتد .
* * * . . . براى مقدمهء اين كتاب ، نخست شرح زندگى مختصرى از استاد تهيه شده بود ، ولى بعداً نوشتهء كوتاهى به قلم خود ايشان ، در همين زمينه به دست آمد كه پس از اين يادداشت ، تحت عنوان « زندگى من » آن را مىخوانيد ، چرا كه بيان و قلم ما به حق نمىتوانست در اين زمينه اداى وظيفه كند .
به قول يكى از اساتيد بزرگوار :
. . . قلم ، قاصر از معرفى شخصيت بزرگ ايشان است و كلام نمىتواند مراتب كمال و فضل و مقام روحانى ايشان را توصيف كند . اين صفحات شرح قطرهاى است از دريايى كه سالها با سكوت و آرامش به خدمتى بس اساسى به جامعهء اسلامى و ايرانى كمر همت بسته است و از آنجا كه خود به مرتبهء وصال به حقيقت نايل آمده است ، مانند مشعلى نورانى اطراف خود را منوّر ساخته و راه پاى بسيارى از شاگردان و ارادتمندان و خوانندگان آثار خود را از دور و نزديك ، روشن ساخته و به حيات فكرى و معنوى آنان روح و جهت و معنا بخشيده است . . . .
در پايان يادآورى اين نكته نيز لازم است كه در بخش فلسفى اين كتاب ، چند مقاله از استاد محترم جناب آقاى دكتر مهدى حائرى يزدى نقل شده كه براى تكميل بحث و درك پاسخ استاد ، نقل آنها ضرور به نظر مىرسيد . . . چنانكه توضيحات مربوط به رسالهء « وحى » از استاد محترم ، آيةاللَّه ناصر مكارم شيرازى نيز به عنوان تكميل بحث عيناً در مجموعه رسائل نقل گرديد . و همچنين چند رساله از استاد ، كه به زبان عربى تأليف و به وسيلهء دوستان ديگرى ترجمه شده بود ( به نقل از يادنامهء استاد و يادنامهء شهيد مطهرى و غيره ) تحت عنوان مجموعهء رسائل چاپ گرديد كه بعضى از آنها ، در چاپ قبلى كتاب نقل نشده بود .
علاوه بر هفت رسالهاى كه در مجلّد مورد اشاره آمده است ، سه رسالهء ديگر از
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 15
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٥