تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
گمنامى است يادگارى است از آن روز و گواهى است كه چگونگى وضع ناهنجار آن وقت را نشان مىدهد پس از اين دوره در اوايل قرن چهارم هجرى فلسفه توسط ابىنصر فارابى احيا شد و در اوايل قرن پنجم در اثر مساعى فيلسوف معروف بوعلى سينا فلسفه توسعه كامل يافت و در قرن ششم نيز فلسفه اشراق را شيخ سهروردى تنقيح نمود و به همين جرم نيز به اشاره سلطان صلاح‌الدين ايوبى كشته شد و ديگر پس از آن داستان فلسفه از ميان اكثريت برچيده شد و فيلسوفى نامى به‌وجود نيامد جز اين‌كه در قرن هفتم در اندلس كه در حاشيه ممالك اسلامى واقع بود ابن‌رشد اندلسى به‌وجود آمد و در تنقيح فلسفه كوشيد . « 1 »

كوشش پايدار شيعه در فلسفه و سايرعلوم عقليه

شيعه چنان‌كه در آغاز ، براى پيدايش تفكر فلسفى عاملى مؤثر بود در پيشرفت اين‌گونه تفكر و ترويج علوم عقليه نيز ركنى مهم بود و پيوسته بذل مساعى مىكرد و از اين روى با اين‌كه با رفتن ابن‌رشد ، فلسفه از ميان اكثريت تسنن رفت هرگز از ميان شيعه نرفت و پس از آن نيز فلاسفه‌اى نامى مانند خواجه طوسى و ميرداماد و صدر المتألهين به‌وجود آمده يكى پس از ديگرى در تحصيل و تحرير فلسفه كوشيدند . هم‌چنين در ساير علوم عقليه كسانى مانند خواجه طوسى و بيرجندى و غير ايشان به‌وجود آمدند . همه اين علوم و به ويژه فلسفه الهى دراثر كوشش خستگىناپذير شيعه پيشرفت عميق كرد چنان‌كه با سنجش آثار خواجه طوسى و شمس الدين تركه و ميرداماد و صدر المتألهين با آثار گذشتگان روشن است .
هامش
( 1 ) . مطالب فوق را از اخبار الحكماء و وفيات و ساير كتب تراجم بايد به‌دست آورد
شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 92 | السيد محمدحسين الطباطبائي