معارف اسلامى پى برده و موارد اعتقادى و عملى دعوت ( اصول معارف و اخلاق ) را به دست آورد به خلاف دو طريق ديگر ، زيرا اگر چه از راه عقل مىتوان مسائل اعتقادى و اخلاقى و كليات مسائل عملى ( فروع دين ) را بهدست آورد ولى جزئيات احكام نظر به اينكه مصالح خصوصى آنها در دسترس عقل قرار ندارند از شعاع عمل آن خارجند و همچنين راه تهذيب نفس چون نتيجه آن انكشاف حقايق مىباشد و آن علمى است خدادادى نمىتوان نسبت به نتيجه آن و حقايقى كه با اين موهبت خدايى مكشوف و مشهود مىشوند ، تحديدى قائل شد يا اندازهاى گرفت اينان چون از همه جا بريدهاند و همه چيز را جز خدا فراموش كردهاند تحت ولايت و سرپرستى مستقيم خدا مىباشند و آنچه را مىخواهد ( نه آنچه خودشان مىخواهند ) برايشان مشهود مىشود .
طريق اولى
ظواهر دينى ، اقسام ظواهر دينى
چنانكه گذشت قرآن كريم كه مأخذ اساسى تفكر مذهبى اسلام است به ظواهر الفاظ خود در برابر شنوندگان خود حجيت و اعتبار داده است و همان ظواهر آيات ، بيان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را تالى بيان قرآن قرار مىدهد و مانند آن حجت مىسازد چنانكه مىفرمايد :
« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ »
« 1 »
و مىفرمايد :
« هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ »
« 2 »
و مىفرمايد :
« لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ »
« 3 » پُر روشن است كه اگر
هامش
( 1 ) . نحل ، آيه 44
( 2 ) . جمعه ، آيه 2
( 3 ) . احزاب ، آيه 21