دوران خلافت خلفا ، در رد بدعتهاى آنها و روشن نمودن اذهان عمومى رنجها كشيدند . . . و به همين دليل تبعيد شدند ! و مورد غضب دستگاه خلافت واقع گشتند . در مدينه ابوذر و عمار و مقداد و در كوفه اشتر و حارث و صعصعه و زيد و حجربن عدى و امثال اينها و در بصره عامربن عبد قيس براى روشن ساختن عموم كوششها نموده و رنجها كشيدند و اگر سخنرانىهاى اينها را به دقت بنگريم مىبينيم كه اينها در مسائل اجتماعى دينى فرمايشات پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و بيانات قرآن مجيد را مورد مطالعه قرارداده و موشكافى كرده و تحقيق نمودهاند و برداشتهاى منطقى از مفاهيم آنها دارند .
در ميان همه مسلمانان ، « قريش » را مىتوان اسم برد كه به مقام نبوت نيز خضوع نداشتند ، بلكه پيغمبر اكرم را يك بشر عادى مىدانستند . لذا عبداللَّهبن عمر را از نوشتن احاديث نبوى منع مىكردند و مىگفتند او هم بشر است « 1 » و از همه بالاتر بعضىها حتى در مقابل پيغمبر ايستادگى كرده و فرمايش او را رد مىكردند ( در بحث شماره 28 اشارهاى به اين موضوع شد ) .
دستگاه خلافت با نقل كردن روايت اجتهاد ( كه به آن اشاره كرديم ) كاملًا اذهان عموم را مشتبه كرد كه هيچ گونه راه اشكالتراشى و اعتراض باقى نماند و جاى تعجب اين كه بعضى از صحابه ، با دانستن اين كه رأى خليفه مخالف قرآن و سنت پيغمبر است باز آن را ناديده انگاشته و رأى خليفه را مقدم مىداشتند ! « 2 »
38 . حدود بزرگداشت صحابه
صحابه كرام - رضىاللَّه عنهم - پس از رحلت نبىاكرم صلى الله عليه و آله ، در ميان مسلمانان مقام بزرگى پيدا كردند و هر كس پيغمبر را ديده يا روايتى از او شنيده يا يك عمل و منصبى
Footnote
( 1 ) . ر . ك : همين كتاب ( شيعه ) ، ج 1
( 2 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 120 - 269