در به دو پيدايش ، قوانين تشريفاتى آن به حسب صلاح وقت دقيقاً اجرا مىشده ، و پس از استقرار نفوذ قوانين جاريهء آن تدريجاً به وضع حقيقى و جنبهء تشريفى خود بازگشته و خود حكومت زمانى به عنوان جمهوريّت ، و زمانى با وراثت يا وصيّت ، و زمانى به طور استبداد و قهر و غلبه اداره مىشده ، و پيكرهء اين امپراتورى ، و به عبارت ديگر اين رژيم اجتماعى ، مانند ساير رژيمهاى اجتماعى ، تحت حكومت نواميس و قوانين طبيعى ، در مسير زندگى خود ، زمان طفوليّت و جوانى و كهولت خود را گذرانيده 64 و امروز با فرارسيدن روزگار پيرى ، كهنه و فرسوده گرديده ! و تدريجاً جاى خود را به رژيمهاى اروپايى تحويل مىدهد .
رابعاً : علم حديث به دستيارى همين علل و عوامل ، يك حالت ركود و جمود در ساير علوم اسلامى به وجود آورد كه در اثر آن ، هرگونه بحث انتقادى از آزادى افتاد و فاقد نشو و نماى حقيقى شد چنانكه :
علم تفسير عبارت بود از مجموع اقوالى كه از صحابه و تابعين جمعآورى و روايت شده و انظار ساده « تقريباً » ادبى كه از « ابىّ و عبداللَّه بن عمر و انس و ابن عباس و امثال قتاده و مجاهد و سدى » و غير آنها نقل گرديده است .
قرنهايى آراء و عقايد آنان در آيات قرآنى ، تالى خود قرآن محسوب شده و غيرقابل رد بود ، و مزاياى علمى قرآن همان نكات ادبى بوده و اعجازش را همان فصاحت لفظ مىبايست شمرد !
و پس از قرنها كشمكش ، جز يك رشته بحثهاى كلامى و مشاجرههاى جدلى به قسمت اول افزوده نشد .
علم كلام كه به اثبات حقانيت اصول معارف اسلامى مىپردازد ، بحثهاى آن روى اين اساس استوار است كه يكيك معارف ثابتهء دينى را مورد بحث قرار داده ، و از حقانيّت آنها دفاع نمايد .
البته ، هيچ فرد مسلمانى ترديد ندارد كه هر حقيقتى از حقايق معارف اين دين كه
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 55
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٥