7 - و به همين خاطر على ( ع ) از آن مرد دربار « تقدم صفت رحمت خدا بر اعمال انسان » پرسيد . و معنى ندارد كه صفت رحمت بدون ارتباط با اشياء ، بر آن ها مقدم باشد و تاثيرى در اشياء نداشته باشد ، در حالى كه خداوند وجود را طورى نظام داده كه رحمت و هدايت و مثوبت و مغفرت ( و همچنين آن چه مقابل اين ها است ) در آن جارى شود .
8 - و اين موجب نمى شود كه انسان در افعالش ، اختيار نداشته باشد . زيرا خود تحقق اختيار ، مقدمه اى از مقدمات تحقق امر مقدر است . چون اگر اختيار نبود نه طاعت محقق مى شد و نه معصيت ، در نتيجه ، نه ثوابى محقق مى شد و نه عقابى . و نه امرى و نه نهى اى . و نه بعث و نه تبليغ .
9 - و از اين جا روشن مىشود كه چرا امام ( ع ) به « سبقت رحمت بر عمل » متمسّك مىشود ، سپس بيان مىكند كه خداوند در هر چيز مشيئت دارد ، مشيئتى كه لغو نمى شود ، و مشيئت بندگان بر مشيئت او غالب نمى گردد .
10 - پس فعل ( بندگان ) فارغ از مشيئت خداوند متعال نيست .
11 - و اين موجب بطلان مشيئت بنده نمى شود . زيرا مشيئت بنده ، يكى از مقدمات چيزى است كه مشيئت خدا به آن تعلّق گرفته است ( مشيئت خدا اين است كه بنده آن فعل را با مشيئت خودش انجام دهد ) .
12 - پس اگر خداوند فعلى را كه با مشيئت بنده به وجود مى آيد ، بخواهد ، لابدّ است كه مشيئت بنده محقق شود و تأثيرش را نيز داشته باشد .
13 - پس بفهم اين مطلب را .
14 - اين حديث شريف كه مكانت بالا دارد و مضمونش لطيف است ، به وسيله اين حديث واضح مىشود هم آن چه در اين باب وارد شده از قبيل روايت هاى مختلف و نيز آيات مختلفه ، بدون نياز به اين كه برخى از آن ها را ( با همان ظاهر شان ) بپذيريم و برخى ديگر را تأويل كنيم .
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى ) — صفحة 510
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥١٠